عبد الحي حبيبى

608

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

از خراسان به اسارت و غلامى گرفته بودند « 1 » ، و ازين هم بودن يهوديان در خراسان ثابت مىآيد . در يكى از دره‌هاى بين غور و هرات كه بنام تنگى ازو ( بفتحتين شايد از اب ) مشهور و گذرگاه قديم قوافل بين غور و هرات بود ، كتيبه‌يى به رسم الخط عبرى يهودى موجود و عبارت از ادعيه‌ايست كه مسافران و گذرندگان از ان درهء هولناك آن را ميخوانده‌اند و تاكنون آن را كاملا نخوانده‌اند ، ولى حدس ميزنند كه به زبان درى خواهد بود ، و حتى برخى عهد آن را بسيار قديم‌تر از حلول اسلام تعيين كرده‌اند ، كه اين هم مورد تأمل است . على اى حال اين كتيبه وجود و نفوذ ادبى يهوديان را در سرزمين غور و هرات روشن مىسازد ، كه از روى برخى اسناد تاريخى نيز ثابت مىشود بدين موجب : منهاج سراج جوزجانى كه خود مردى بصير و محشور بدربار غور بود ، از وجود يهوديان در ديار غور چنين خبر ميدهد : « . . . در عهد هارون الرشيد ( 170 / 193 ه ) بازرگانى يهودى كه بر دين مهتر موسى عليه السلام بود ، و سفر بسيار كرده و به تجارت رفته ، و حضرت ملوك اطراف ديده ، و آداب درگاه ملوك و سلاطين را شناخته ، از امير بنجى نهاران يكى از ملوك مقامى غور عهد گرفت ، كه اگر من ترا ادبى تعليم كنم و حركات و سكنات در آموزم ، تا بدان سبب امارت و ايالت غور حوالهء تو شود ، با من عهد بكن ، كه در كل ممالك تو بهرموضع كه خواهم جمع از بنى اسرائيل و متابعان مهتر موسى عليه السلام را جاى دهى ! و ساكن گردانى ! . . . » « 2 » ازين تصريح منهاج سراج برمىآيد ، كه يهوديان طبقهء تاجر و بازرگانان جهانديده بودند ، و در مواقع مختلف غور سكونت داشتند . زيرا امير بنجى غورى

--> ( 1 ) - بروكلمان در تاريخ ادب عرب 2 - 21 ( 2 ) - طبقات ناصرى 1 / 325 طبع حبيبى در كابل 1342 ش