عبد الحي حبيبى

601

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

كدخدايان نيز در جمله آزاذان شمرده مىشدند « 1 » ، كه باصطلاح قديمتر عهد اشكانى ، طبقهء دهقان را ويس بذ ( حاكم ديه ) و كدخدا را مان بذ ( حاكم خانه ) ميگفتند ( كلمهء اول در قرون اخيره در نام « ميرويس » هم باقى مانده است ) ويس بذ يا دهگان‌هاى ما بعد ، خاندانهاى بزرگ و معروفى بودند مانند خاندان قارن و سورين كه مركز ثقل حكمدارى شمرده مىشدند ، و ايشان باجگزاران حكمران بودند ، كه در اوقات ضرورت از رعاياى خود لشكريان را هم جلب كرده مىتوانستند ، و باژ معين را به دربار شاهى مىپرداختند ، و مردم كشاورزان عامه ، محكوم و بقول پلو تارك غلام ايشان بودند ، ولى در بين اين رعاياى محكوم و دهقانان حاكم طبقهء « مان بذ » يعنى كدخدايان وساطت و ميانجىگرى داشتند ، كه نظير نظام فيودالى FEUDAL قرون وسطاى اروپا باشد . « 2 » جاى سكونت اين طبقات شرفاء و دهگانان و كدخدايان در شهرها قسمت خاصى بود ، كه آن را شارستان گفتندى و متصل « ارگ شاهى » بودى . نرشخى مورخ قرن چهارم هجرى گويد : كه شارستان بخارا در دورهء سيادت انحصارى اشراف دهگان بنا شده و بيرون آن ربض محل سكونت بازرگانان و صنعت گران و بازاريان بود ، بهر اندازه كه طبقهء اشراف ملاك و دهگان رو بانحطاط رفته و طبقهء بازرگانان و صنعت‌گران ترقى ميكرد ، به همان درجه زندگانى از شارستان به ربض منتقل مىشد . « 3 » دهگانان در روستاهاى خويش كاخهاى با برج و بارو داشته ، و در ان با ارستو - كراسى موروث زندگى ميكردند ، و چون سياست خلفاى عباسى بر خلاف امويان آميزش با عجم بود ، و تشكيلات ساسانيان را پيروى ميكردند ، بنابرين اين خاندانهاى بزرگ دهگانان محلى خراسان را پروردند ، تا كه در آخر اختيار اين سرزمين را هم بديشان سپردند ، و از همين طبقات بود ، كه خاندانهاى شاهى طاهريان پوشنگ ، و

--> ( 1 ) - كريستن سين در ساسانيان 14 و 427 ( 2 ) - ساسانيان 12 ( 3 ) - بار تولد در جغرافياى تاريخى 57