عبد الحي حبيبى

593

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

4 / و استر يوشان : ( كشاورزان و برزيگران ) و هوتخشان « 1 » ( بازرگانان و پيشه‌وران و رنجبران و خدمتگزاران ) آنچه از نامهء تنسر حدود 570 م برمىآيد نيز بر همين وتيره است كه ذكر شد . بارى با فرق كوچكى كه بين طبقه‌بندى ويدا و اوستا و روايات سكاها موجود است ، مردمان فلات ايران در حين پيدايش اسلام بر همين چهار طبقهء اجتماعى منقسم بودند ، كه طبقهء چهارم در رژيم ملوك طوايف ، همواره توليدكننده و مورد استثمار ديگر طبقات واقع بود ، و بنابرين بار اكثر ماليات و پرداختنىهاى اجتماع ، بدوش كشاورزان و پيشه‌وران و رنجبران بود . اكنون به طبقه‌بندى اجتماعى در بين مردم حواشى شرقى خراسان و كوهساران افغان نظر مىاندازيم ، كه در بين قبايل عظيم پنبتون كه عدد ايشان به 15 مليون متجاوز است نيز عنعنه‌يى قديم مانند سه فرزند زردشت يا سه پسر تارژيتائوس سكاها موجود است . و اين مردم در عنعنات خود بيك پدريكه نام او كيس « 2 » ( به فتحهء كاف و سكون دوم و سوم ) بود قايلند ، و گويند كه اين پدر سه فرزند داشت : 1 / غرغبنت GHARGGASHT 2 / بيتنى BETANAI 3 / سره‌بن SARABAN اين پدر و پسران با خانوادهء پنبتون بر كسى غر ( كوه سليمان ) سكونت داشتند ، و پدر همواره به مناجات و طلب خير و سعادت پسران خويش مىپرداخت ، و دست بدعا برمىافراشت . تا اينكه نسيم ميرانه ( مردانگى ) وزيدن گرفت ، و به زبان فرزند اول غرغبنت برخورد ، و بنابرين وى صاحب زبان و بيان و علم و تلقين و روحانيت گرديد . كه تاكنون

--> ( 1 ) - كريستن سين در كتاب ساسانيان 126 ( 2 ) - كيس از مصدر كسل پنبتو بمعنى ديدار و بصيرت است ، كه كيس بصير و هوشمند باشد . و ازين ريشه بسا نامهاى قبايل و اماكن برامده مانند كاسى ( قبيله و جايى در غور و غيره ) و كسى غر يعنى كوه كيس ( كوه سليمان ما بعد ) و همين ريشه در كسى ( مردمك ) و كيس كميدل ( كم عقلى و بىبصيرتى ) پنبتو محفوظست .