عبد الحي حبيبى
589
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
در بلخ : در تاريخ افسانوى دورهء كيانيان كه مربوط بسرزمين بلخ و شرق فلات ايرانست داستان سه پسر فريدون و بخش كردن فريدون جهانرا برين سه پسر معروف و مشهور است ، كه در روايات اسرائيلى و تورات نظير آن سه فرزند نوح : سام و حام و يافثاند . و روايت سه فرزند فريدون در خداىنامهها و شهنامههاى قديم وارد بود . و فردوسى هم آن را به نظم در آورد ، كه مختصر آنچنين است : بسوى فريدون نهادند روى * جوانان بينا دل و راهجوى چو ديدند پرمايگان روى شاه * پياده دوان برگرفتند راه برفتند و بر خاك دادند بوس * فرومانده جاى پيلان و كوس وزان پس سه فرزند خود را بخواند * بتخت گرانمايگى برنشاند « 1 » بس ازين فريدون هر سه فرزند خود را چنين نامگذارى مينمايد : تويى مهتر و سلم نام تو باد * بگيتى بر ، آكنده كام تو باد ميانه كز آغاز تيزى نمود * ز آتش مر او را دليرى فزود و را تور خوانيم شير دلير * كجا ژنده پيلش نيارد به زير دگر كهتر آن مرد باهنگ و جنگ * كه هم با شتابست و هم با درنگ كنون ايرج اندر خور نام اوى * همه مهترى باد فرجام اوى « 2 » اكنون فريدون جهانرا بين اين سه برادر چنين بخش مىكند ، كه نخستين را خاور خداى ، و دويمين را توران شه ، و سويمين را ايران خداى ميخوانند : نهفته چو بيرون كشيد از نهان * بسه بخش كرد آفريدون جهان يكى روم و خاور ، دگر ترك و چين * سوم دشت گردان ايران زمين نخستين به سلم اندرون بنگريد * همه روم و خاور ، مر او را گزيد به تخت كيان اندر آورد پاى * همه خواندنديش خاور خداى
--> ( 1 ) - شهنامه 1 - 63 ( 2 ) - شهنامه 1 - 64