عبد الحي حبيبى

590

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

دگر تور را داد توران زمين * ورا كرد سالار تركان و چين بزرگان برو گوهر افشاندند * جهان پاك توران شهش خواندند وزان پس چو نوبت به ايرج رسيد * مر او را پدر شهر ايران گزيد سران را كه بدهوش و فرهنگ وراى * مر او را چه خواندند ؟ ايران خداى « 1 » بموجب اين داستان در متون پهلوى از سه پسر فريدون تور بزرگتر بود و توران شه شد ، و پسر دوم سلم خاور خداى جد طوايف سرمت بن واقد فرمانده كشور روم بود . و سوم ايرج ايران خداى و داراى ايرانشهر شد . و در يشتها يك حصهء كتاب اوستا كلمه توره در مقابل ايرانى استعمال شده ، ولى اين منافات را نبايد اصلى شمرد ، زيرا بطور وضوح يك منافات تمدنيست ميان يك نژاد شهرنشين كه با پرورش حيوانات و زراعت مشغول بوده ، و ميان توريه‌هاى باديه‌نشين كه در صحراها مسكن داشتند ، « 2 » بارى داستان سه برادر فرزندان فريدون در دورهء داستانى قبايل آريايى طوريكه در بالا ذكر كرديم موجود بوده و دلالت دارد ، كه اين طبقه‌بندى قديم است و علاوه بر مردم نژاد آريايى ، در قبايل سامى نيز در سه فرزند نوح ( ع ) علايم آن ديده مىشود . ژر ژدومزيل G . DUMESIL استاد كلژدو فرانس كه از محققان شرق‌شناسان فرنگ است درين مورد شرحى مفيد ميدهد ، كه مربوط به عصر زردشتى و تلخيص آن‌چنين است : « اجتماع قديم آريايى از سه پيكر روحانيون - جنگجويان - و مولدين ثروت تشكيل مىيافت ، و كاست‌هاى اساسى هند قديم هم برهمنان - نجباى جنگاور - و كشاورزان دام‌پرور بودند . در فلات وسيع ايران كه از مجارى درياى سند تا سواحل دجله افتاده بود ، نيز سه طبقهء اجتماعى وجود داشت ، كه هريك بيكى از فرزندان سه‌گانهء زردشت منسوبست فرزند ارشد روحانى و پسر دوم جنگجو و سوم شبان بوده‌اند . ولى در دوران رشد اجتماعى ،

--> ( 1 ) - شهنامه 1 - 65 ( 2 ) - مقالهء ماركوارت در مجله ايرانشهر طبع برلن 1 / 77 سپتامبر 1922 م به حوالت يادگار زريران و بندهشن 211