عبد الحي حبيبى

570

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

نام و اوصاف و مقدار تنخواه و اعداد لشكريان را ثبت ميكردند ، و لشكريان فاتح اسلامى در امصار مفتوحه در لشكرگاههاى خاصى سكونت ميكردند ، كه آن را العسكر گفتند . و چون افراد ملت اسلامى هر يكى براى اقامهء امر دينى جهاد ، در لشكر اسلام شامل مىشدند ، تا شهادت حضرت عثمان احتياجى بداشتن لشكر جداگانه نبود ، و درين مدت عدد لشكر اسلامى تا شانزده هزار ميرسيد . اما در عهد امويان چون بداشتن قوهء نظامى مستقل ضرورت افتاد ، حضرت معاويه لشكر تنخواه‌دارى را ترتيب داد ، كه عدد آن تا چهل هزار ميرسيد ، و بعد ازين در عصر عبد الملك بن مروان اموى لشكر منظمى تحت قوماندانى حجاج بن يوسف تشكيل شد ، كه قطعاتى از اعراب قحطانى يمنى ، و فرقه‌هائى از عدنان مضرى بوده‌اند . « 1 » و نيز در خراسان اعراب كوفى و بصرى در قطعات عسكرى اسلامى وارد و ساكن بوده‌اند . كه ما در فصول نخستين اين كتاب در ضمن حوادث بارها از ايشان ذكر كرده‌ايم . لشكر امويان عبارت بود از دو صنف پياده و سوار ، كه با اسلحهء شمشير و سپر و نيزه و زره و تير و كمان و منجنيق و دبابه و ضبور ( آلتى كه از چوب درشت و پوست مىساختند و افراد لشكر در بين آن از ضرب شمشير و تير و غيره مصون مىماندند ) مجهز بودند « 2 » ، كه عدد ايشان تا يكصد و چهل هزار نفر ميرسيد ، و اين عدد در عصر عباسيان آنقدر بلند رفته بود كه هارون الرشيد عباسى ( 170 / 193 ه ) تنها در مقابل هر قل يكصد و سى و پنج هزار لشكر خود را سوق داده بود . « 3 » در خراسان نيز دفتر خاصى براى ثبت نامهاى عساكر و رواتب ايشان موجود بود ، در ذيقعده 129 ه 746 م هنگاميكه بو مسلم خراسانى لشكرگاه خويش را در ماخوان آراست و خندقى را در تحت تعبيهء خاص نظامى كند ، و لشكريان خود را در انجا به پيكار گماشت ، او دفتر خاصى را وضع كرد ، كه در ان نام افراد لشكر را با نام پدر و قريهء سكونت ايشان نوشت . آمر اين دفتر نظامى ابو صالح كامل بن مظفر بود ، و چون

--> ( 1 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 - 119 ببعد و تاريخ الاسلام السياسى 1 - 372 ببعد ( 2 ) - همين دو كتاب . ( 3 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 - 129