عبد الحي حبيبى
536
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
حضرت على ( رض ) بيكى از كارداران خود نوشت : « براى حكم كردن بين مردم بهترين فرد رعاياى خود را كه طامع و تنگنظر و مصر بر لغزش و گريزنده از حق و مكتفى بفهم ادنى از فهم اقصى نباشد ، و در كشف حقايق صابر و بران محكم باشد انتخاب كن ، و چون چنين مرد كمتر بدست مىآيد ، پس او را به بخششهاى خود بنواز ! و احتياج او را از مردم كم كن ! و او را گرامىتر دار ! » در عصر خلفاء راشدين قضا به فصل خصومات و دعاوى مخصوص بود ، و انفاذ احكام قصاص و حدود به خلفاء و واليان ايشان تعلق داشت ، و جزاهاى تأديبى مانند حبس نيز از طرف خليفه با والى او داده مىشد ، و بنابرين دايرهء قضا در ان عهد محدود بود . « 1 » درين عصر براى قاضى صفاتى لازم بود ، كه خليفه عمر بن عبد العزيز گفته بود : در هر قاضى كه اين پنج صفت باشد كاملست . علم بر آنچه قبل ازو گذشته - پاكى از طمع - حلم - اقتداء به امامان - و مشاركه با اهل علم و رأى . « 2 » در عصر امويان به ترتيب ديوان و سجل احكام قضاء نيازمندى افتاد ، و چون سليم بن عنز از طرف حضرت معاويه بن ابى سفيان قاضى شد ، وى در يك مسئله ميراث حكم صادر كرد ، و سندى را نوشت كه سرداران لشكر امضا كردند ، و اين نخستين سجل حكم قاضى بود كه در عهد اسلامى ترتيب يافت . « 3 » از شرحيكه ابن بلخى ميدهد : گويا بعد ازين در بغداد هم اين رسم ثبت و حفظ نسختهاى مجلس حكم قاضيان مرعى بود ، و حتى در ولايات ديگر نيز در ديوان قضا ثبت اسناد شرعى و قضايى را ميكردند و بقول ابن بلخى : اگر از صد سال باز حجتى نبشته باشند ، نسخت آن در روز نامهاء مجلس حكم مثبت است . « 4 »
--> ( 1 ) - محاضرات تاريخ الامم الاسلاميه 2 / 87 ببعد ( 2 ) - تاريخ الاسلام السياسى 1 / 379 به حوالت كتاب القضاة كندى 423 ( 3 ) - همين كتاب . ( 4 ) - فارسنامه 118 طبع كيمبرج 1921 م