عبد الحي حبيبى
530
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
در سازمان خلافت عباسى ، اهميت شرطه بدرجهيى بود ، كه منصور خليفه بزرگ عباسى شرطه را از عناصر اربعهء خلافت شمردى ، تا ناتوان را از تجاوز توانا نگهدارد « 1 » و هنگاميكه به خراسان اميران معتمد دربار را مىفرستادند ، صاحب شرطه را هم يكى از رجال مهم دربار با او مقرر ميكردند ، چنانچه در سنه 178 ه 794 م چون هارون الرشيد ، وزيرزادهء خود فضل بن يحيى برمكى را بر خراسان امير ساخت ، ابراهيم بن جبريل يكى از مشاهير دربار عباسى را برسم شرطه و حرس ( رئيس پوليس ) گماشت ، كه در فتح كابل هم با او بود ، و درين فتح هفت هزار هزار ( هفت مليون ) درهم به دست آورده بود . « 2 » در سنه 129 ه 746 م چون ابو مسلم خراسانى در خندق ماخوان مامورين خود را مقرر كرد ، در انجمله ابو نصر مالك بن هيثم را بر شرطه و ابو اسحاق خالد بن عثمان را بر حرس ( گارد ) خويش گماشت . « 3 » در آغاز پيدايش ، اين موسسه تابع ديوان قضا بود ، زيرا وظيفهء آن تنفيذ احكام قاضى و اقامهء حدود بود ، و آنچه قاضى فيصله كردى ، قواى شرطه آن را بمورد عمل و اجرا گذاشتى . ولى بعد ازين صاحب شرطه از ديوان قضا منفك شد ، و استقلالى را در نظر و تحقيق جرايم بدست آورد « 4 » ، و حتى در عصر هشام بن عبد الملك ( 105 - 125 ه ) نظام جديدى بوجود آمد كه يكنفر معتمد ، وظايف صاحب شرطه و سردار لشكر هر دو را بجاى مىآورد . « 5 » پس شرطه دو قرن نخستين اسلامى عينا وظيفهء پوليس كنونى را در تحقيق و تفتيش جرايم و قيام امن و حفظ عدالت داشت ، و در قرن چهارم صاحب شرطه را ؟ ؟ ؟ كوتوال و موسسهء پوليس را ؟ ؟ ؟ كوتوالى گفتند ، كه نام محلى پنبتو بود ، مركب از كوت بمعنى قلعه + وال ؟ ؟ ؟ حب بمعنى شهردار و صاحب قلعه . ولى اين نام اصيل و يك هزار سالهء
--> ( 1 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 / 180 ( 2 ) - طبرى 6 / 463 ( 3 ) - طبرى 6 / 34 ( 4 ) - تاريخ الاسلام السياسى 1 / 360 ( 5 ) - مقدمهء ابن خلدون 218