عبد الحي حبيبى

517

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

و آن را ابو منصور بن احمد معمرى بنام يكى از رجال معروف خراسان ، ابو منصور محمد بن عبد الرزاق نوشته ، در نسب‌نامهء نويسندهء اين مقدمهء منثور ، نام كنارنگ مكررا مىآيد ، و از ان معلوم است كه بنام كنارنگ در اوايل اسلام ، درينطرف خراسان رجالى شهرت داشتند ، و طبرى در حوادث سال 31 ه 651 م ، اين نام را به شكل كنارى مرزبان طوس آورده « 1 » ، و همين نام را بلاذرى در ذكر فتوحات خراسان كنارنك مىآورد « 2 » كه در نسخه‌هاى خطى به شكل كنازنگ مرزبان طوس محرف شده است « 3 » و همين نام است كه ابن خرداذبه آن را به شكل كنار ( كنارنك ) ملك نشاپور ضبط كرده است « 4 » چنان كه ميدانيم تا حدود قرن پنجم هجرى ، حفظ سلسله‌هاى انساب ، ميان دهقانان و موبدان و اهل بيوتات خراسان رواج داشت ، و در هريك ازين خاندانها ، راجع به اجداد ايشان رواياتى در ميان بود ، كه نسل به نسل حفظ مىشد ( عين همين حالت اكنون در بين پنبتونها موجود است ) و برخى از ان اتفاقا در بعضى كتب محفوظ مانده است ، و از ان جمله رواياتست ، در باب كنارنگ جد ششم ابو منصور محمد بن عبد الرزاق كه در مقدمهء شاهنامهء ابو منصورى مىبينيم « 5 » و در سابق به آن اشاره شد . شمس فخرى اصفهانى درين باره در حدود 744 ه 1343 م مىنويسد : « كنارنگ حاكم ملكى را گويند و مرزبان نيز گويند نظير از خود وى : كمينه بنده‌ات هرجا كه باشد * بود آنجا ز اقبالت كنارنگ » « 6 » قبل از شمس فخرى اين كلمه از طرف اسدى طوسى نيز بمعنى صاحب طرف و مرزبان ضبط شده ، بسند اين بيت فردوسى :

--> ( 1 ) - طبرى 3 / 2886 ( 2 ) - فتوح البلدان 406 ( 3 ) - مقدمه قديم شهنامه در هزارهء فردوسى 147 ( 4 ) - المسالك و الممالك 39 ( 5 ) - حماسه‌سرايى در ايران 87 ( 6 ) - معيار جمالى 286 طبع طهران 1338 ش