عبد الحي حبيبى

37

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

كه در اواخر قرن ششم هجرى تاليف شده باشد و نسخهء ناقص خطى آن در ديرهء اسماعيل خان بود ، حكايتى مفيد راجع به غزنه و چند نفر از افراد خانوادهء لويكان داشت كه از تاريخ غزنه ابو حامد الزاولى نقل شده است . متن حكايت در اصل با كلمات ممسوخ نوشته شده ، كه بمدد اسناد تاريخى و لسانى آن را چنين خوانده‌ام : « ابو حامد الزاولى را در تاريخ غزنه « 1 » از حسن صغانى « 2 » روايت است كه در بلدهء غزنه بر درب باميان « 3 » مسجديست عظيم كه آن را مزگت افلح لويك « 4 » خواندندى ، و اين بتخانهء عظيم بود كه وجوير « 5 » لويك بر خدمت رتبيل « 6 » و كابل شاه كرده بود . « 7 »

--> ( 1 ) - اين مولف و كتاب او را تاكنون در اسناد ديگر نشناخته‌ام ( 2 ) - امام حسن صاغانى ( صغانى - چغانى ) عالم و لغوى معروف متولد در لاهور 577 ه و متوفى در بغداد 650 ه و مدفون مكه از مشاهير علمى خراسان و هند است ، كه مدتها در غزنه زيسته است ( رك . سبحة المرجان 28 تذكرهء علماى هند 48 بزم مملوكيه 28 و شرح حال صاغانى در معارف اعظم گره بابت 1959 م و معجم المطبوعات 2 / 128 ) ( 3 ) - اصل : برداب بامبان ؟ باب الباميان از جملهء چهار دروازهء قديم غزنه بود ( احسن التقاسيم المقدسى 33 ) ( 4 ) - اصل : افلخ لويك ؟ كه صحيح آن افلح است ، هوابو منصور افلح بن محمد بن خاقان كه در زين الاخبار گرديزى ( ص 6 ) ذكر وى آمده ، و مزگت بمعنى مسجد است كه در پنبتو مزدك است و اين مسجد قديم غزنى بنام او كه مسلمان شده بود شهرت داشت . گرديزى رابطه او را با دودمان لويك نميگويد ، ولى ازين حكايت ظاهر است كه از لويكان بود . ( 5 ) - وجوير - وجير - هجوير خواهد بود كه بنامش وجيرستان غزنه - هجوير منسوبست . و هجير - هژير در فارسى كلاسيك و هوخير پنبتو بمعنى خوب و پسنديده و هوشيار و نيكورويست . ( 6 ) - اصل : رسل ؟ كه صحيح آن رتبيل است لقب دودمان شاهى زاولستان كه شرح آن داده خواهد شد . ( 7 ) - كردن در فارسى قديم بمعنى تعمير و آباد ساختن هم آمده .