عبد الحي حبيبى
34
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
« پس الپ تگين از خلم كوچ كرد ، و بباميان شد ، و امير باميان با او مصاف كرد ، و گرفتار شد ، و الپ تگين او را معذور داشت ، و خلعت داد ، و اين امير باميان آنست كه او را شير باريك « 1 » گفتندى . پس از آنجا بكابل رفت ، و امير كابل را نيز بشكست ، و پسرش را بگرفت و پس بنواخت و پيش پدر فرستاد . پس قصد غزنين كرد و پسر امير كابل داماد لويك بود . امير غزنين بگريخت ، و به سرخس شد ، و چون الپ تگين بدر غزنين رسيد ، لويك بيرون آمد ، و با او جنگ كرد ، ديگر باره پسر امير كابل گرفتار آمد ، و لويك بهزيمت شد ، و شهر را حصار گرفت ، الپ تگين بر در شهر فرود آمد و حصار ميداد . . . . چون مردمان شهر آن امن و عدل ( الپ تگين ) بديدند ، گفتند ما را پادشاهى بايد كه عادل باشد و ما از او بجان و زن و فرزند ايمن باشيم ، خواه ترك باش خواه تازيك و همان روز در شهر بكشادند ، و پيش الپ تگين آمدند ، چون لويك چنان ديد ، در قلعه گريخت و بعد از بيست روز فرود آمد و پيش الپ تگين رفت . . . » « 2 » ازين روايت سياستنامه به خوبى روشن مىشود ، كه لويك نام فردى نبود ، بلكه دودمانى به اين نام خوانده ميشد ، كه با كابلشاهان پيوستگى و خويشى داشتند ، زيرا اگر يكنفر بنام لويك بودى ، كه به سرخس گريخت ، پس آن لويك كه به قلعه رفت و جنگ كرد ، و بعد از بيست روز گرفتار شد كه بود ؟ اين خاندان تا اواسط قرن چهارم هجرى نيز در غزنه حكم ميراند ، و چون در سنه ( 351 ه ) الپ تگين غزنه را از لويك آنجا بگرفت ، يكسال بعد در 352 ه بمرد ،
--> ( 1 ) - رجوع به شيران باميان در همين فصل كتاب . ( 2 ) - سير الملوك 145