عبد الحي حبيبى

459

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

كند ، و پيش از ان به كندن حاجت نيامدى . « 1 » از رود طعام نهرهاى فرعى ، براى آبيارى شهر زرنج كنده بودند ، كه يكى از دروازهء كهن ( باب عتيق ) به شهر داخل شدى ، دديگر از دروازهء نو ( باب جديد ) و سديگر از دروازهء طعام . و هكذا ربض زرنج يعنى آبادى دو را دور شهر نهرهاى آب جارى داشت . « 2 » در عصر اصطخرى آب درياى هلمند چنين تقسيم شدى ، كه نخستين بار در نهر طعام از ان آب آمدى ، و بر روستاهاى شهر گذشتى ، تا كه به حدود نيشك رسيدى . دوم نهر باشترود « 3 » كه روستاهاى متعدد را سيراب مىساخت . و بعد از ان نهر سنارود در يك فرسخى سيستان از ان جدا شدى ، كه در ان در وقت آب خيزى كشتى مىچليد ، و اكثر انهار شهر زرنج از سنارود بود ، و يك شعبهء آن سى قريه را سيراب ميكرد ، و نهريكه بنام ميلى از ان جدا ميشد ، روستاهاى فراوان را آب ميداد ، و نيز نهر زالق چندين روستاى ديگر را آب ميداد ، و آنچه آب آن باقى ماندى ، در نهر كزك رفتى ، و درينجا بندى بود ، كه از جريان آب به بحيره زره مانع آمدى ، و در اوقات آب خيزى از بين رفتى . « 4 » ديگر از منابع آبيارى سيستان نهر بشلنگ بود ، « 5 » كه از جوار غور برامدى ، و اين نواحى را مشروب ساخته و كمى آب كه باقى ماندى به بحيرهء زره ريختى « 6 » و در سيستان بستن بند آب و بندريگ از شرائط آبادانى آنجا بود « 7 » زيرا بربستن بندآب هلمند ،

--> ( 1 ) - تاريخ سيستان 241 ( 2 ) - اصطخرى 241 . ( 3 ) - در كتب مسالك نام اين جوى بصور مختلف با شترود - با سرود - سرور - ناشرود آمده و در تاريخ سيستان ناشيرود ، و در بلاذرى ناشروز است . ( 4 ) - اصطخرى 244 ( 5 ) - بشلنگ : از غور است جايى با كشت و برز بسيار است ( حدود 64 ) و اين بشلنگ تاكنون به همين نام در زمينداور عليا موجود است . ( 6 ) - ابن حوقل 418 ( 7 ) - تاريخ سيستان 21 و اصطخرى 242