عبد الحي حبيبى
434
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
4 / زمينى كه در دست مالكان سابق آن بوده و با ايشان صلح شده باشد ، و اين ارض خراج است ، اگرچه مالكان آن اسلام را پذيرفته باشند . مقدار خراج را حضرت عمر ( رض ) چنين تعيين كرده بود : اول : مطابق همان مقدارى كه در دولت ساسانى گرفته شدى ، بر يك جريب 3600 ذراع مربع يك درهم و يك قفيز « 1 » دوم : بر يك جريب تاكستان و سردرخت ميوه باغى ده درهم - بر خرماستان هشت درهم - بر نيشكر زار شش درهم - بر خرماى تر پنج درهم - بر گندمزار چهار درهم - بر جو دو درهم . « 2 » ولى در خراسان گاهى ماليات زمين كشاورزى بر اساس مصرف آب هم گرفته شدى ، يعنى هر مقدار آبيكه صاحب كشت صرف كردى بدان مقدار خراج دادى ، و اين رسم را بنام خراج بر آب ياد كردهاند ، كه تا عصر سامانيان باقى بود ، چنانچه در حدود ( 372 ه ) خراج خلم بر آب بود . « 3 » علاوه بر خراج زمينى زراعتى و عشور و صدقات و جزيه و غنيمت كه در بالا ذكر رفت ، خزانهء دولت اموى و عباسى مبالغى را از اعشار كشتى و اخماس معادن و چراگاهها و دار الضرب و ماليات آب و نمك و جنگل هم عائد داشت ، و حضرت عمر ( رض ) ماليهء گمركى را بر اموال تجارتى كه از ممالك ديگر آورده و يا برده شدى ، بدين ترتيب وضع كرده بود ، كه آن را مكوس يا مقوس گفتندى : از اهل ذمه ( يهود و نصارى ) نصف عشر يعنى در هر بيست درهم يك درهم . از مسلمان : ربع عشر يعنى از هر چهل درهم يك درهم ( چهل يك ) از تبعهء اجنبى كه رعاياى اسلامى نبودند : عشر كامل ( يكدهم ) اموالى كه كمتر از 200 درهم ارزش داشتى ، ازين ماليات معاف بودى . « 4 »
--> ( 1 ) - معرب كپيز مقدار 12 صاع ، كه هر صاع 8 رطل باشد اما يك قفيز زمين مقدار 144 گز شرعيست ( غياث ) كه 360 زراع شود ( ماوردى 152 ) ( 2 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 / 174 و مقريزى 2 / 119 و ماوردى 175 ( 3 ) - حدود العالم 61 ( 4 ) - تاريخ تمدن اسلامى 1 / 178