عبد الحي حبيبى
430
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
4 / خراج و عايدات مالى دولت اسلامى در مدنيتهاى قديم ، انسانها زمين را ملكيت حكومتها و ارباب مملكت تصور ميكردند ، بموجب تورات زمينهاى مصر قديم در ملك فراعنه بودى ، و اقوام جرمان باستانى نيز زمينهاى خود را از ان فرماندهان و روساى خويش مى شمردند . تاتاريان تملك مردم را بر مواشى و ستوران جائز ميدانستند ، ولى زمين را حق افراد نمىشمردند . چون انسان قديم بدين عقيده بود كه مالك حقيقى زمين ، رئيس قبيله يا حكومت است ، بنابرين اگر كسى از ان تمتع مىكند ، و از كشت آن سود مىبرد ، بايد حصهيى از منافع آن به حكومت و يا رئيس بپردازد . در اغلب قبائل قديم آريايى ، زمين ملكيت عمومى بود ، و روساى ايشان آن را براى زراعت و بهرهبردارى ، موقتا براى يك يا چند سال تقسيم مىنمودند ، كه اين رسم تاكنون هم در برخى از قبائل كوهساران افغانى موجود است ، و در قرن هشتم و نهم هجرى ، شيخ ملى رئيس روحانى قبائل يوسفزيى ، اراضى واديهاى پشاور و شمال آن را تا سوات و درياى سند ، بر همين اصول ، بين قبائل بخش كرده بود . در تمام ملل قديم مانند رومان - پارس - مصر - عراق - هند - چين و غيره ، حكومتها حق گرفتن ماليات را از زمينهاى مزروع داشتهاند . و چون عربها حكومت اسلامى را تأسيس كردند ، حضرت عمر ( رض ) در مدينه ديوانهاى لشكر و ماليات و غيره را