عبد الحي حبيبى

15

تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )

به كيش آفتاب‌پرستى بود « 1 » كه تا ظهور اسلام هم درين سرزمين رواج داشت ، و هر دو كلمه را تازيان از همين سرزمين برده ، و به معنى بت و مجسمهء رب النوع آفتاب - آن را در ادب خود به مجوس و هربذ منسوب داشته‌اند ، كه تحول اين دو كلمه چنين باشد : سونا : سون : زون سوريا : سور : زور اين دو نام در اسماى قبايل و اماكن افغانستان تاكنون ديده مىشود ، سناخيل عشيره‌ايست از اتمان زيى مندن افغان « 2 » و نام سناخان در افغانان مروجست . سنارود شعبه‌يى بود از درياى هلمند در سيستان ، كه روستاهاى آنجا را سيراب ميكرد ، و سناباد در يك ميلى طوس قريه‌يى بود ، مدفن حضرت على بن موسى رضا ( رض ) « 3 » اما زور در نام قبيلهء معروف زورى هرات باقيمانده ، و زورآباد كنونى همان سورآباد مورخين است ، و قبيلهء سور افغان و سورياخيل و سوريان غور كه منهاج سراج شرح حال آنها را ميدهد « 4 » از مظاهر مختلف اين نام قديم بشمار مىآيند . معبد شاه‌بهار كابل نام شاه‌بهار در تاريخ اوايل فتوح اسلامى در افغانستان خيلى معروف است . بيهقى در عصر غزنويان از شاه‌بهار غزنه نام مىبرد ، كه همواره سلطان در ان لشكر خود

--> ( 1 ) - كريستن سين گويد : كاسىها كه در قرن 18 ق م بابل را به تصرف آوردند پرستندهء سوريه SURYA بودند ، و او رب النوع آريايى خورشيد ، و در اوستا هور HVAR بود ، كه بعدها در قرن 14 ق م در آثار مكتوب ميتانى به صورت ميتره MITRA ديده مىشود ، و همين ميتره در كتاب‌خانهء آسور با نيپال با خداى بابلى شمس يكى دانسته شده است ( مزداپرستى در ايران قديم ص 32 ، از كريستن سين ترجمهء دكتور صفا طبع تهران 1326 ) ( 2 ) - صولت افغانى از محمد زردار خان ناغر 354 طبع كانپور 1876 م ( 3 ) - مراصد الاطلاع 2 / 742 ( 4 ) - رجوع شود به طبقات ناصرى و حيات افغانى و قسمت هشتم مبحث سوريان غور درين فصل كتاب .