عبد الحي حبيبى
120
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
داستان جنبش نيزك كه آخرين فرد مدافع تخارستان بود ، چنين بانجام رسيد . نام نيزك از اسماى مقامى زبان تخارى به نظر مىآيد كه در ان سرزمين رواج داشت ، مثلا در ( 121 ه ) كه نصر بن سيار در ماوراء النهر به سوقيات لشكرى مىپرداخت ، برشاش ( تاشكند كنونى ) شخصى را بنام نيزك بن صالح مولى عمرو العاص گماشته بود « 1 » چنين به نظر مىآيد كه اين نيزك مقتول سنه 91 ه دين اسلام را نه پذيرفته باشد ، زيرا وقتى كه از لشكرگاه قتيبه جدا گرديد ، و به نوبهار بلخ رسيد ، درينجا مراسم پرستش را بجا آورد ، و چون درين اوقات معبد نوبهار پرستشگاه ارباب كيش بودايى بود ، پس نبايد خود نيزك را مسلم پنداريم ، در حالى كه برادرزادهاش نام عربى عثمان دارد ، و ممكن است مسلمان شده باشد . اليعقوبى مينويسد : كه نيزك مسلمان گرديده ، و نامش عبد اللّه گذاشته شده بود « 2 » ولى اين قبول اسلام وى هم شايد اجبارى بوده و چون سر از اطاعت قتيبه كشيد ، پس به كيش كهن خود برگشته باشد . يعقوبى يك سخن دلچسپى را از زبان زن نيزك نقل نمايد : كه روحيهء نفرت و عدم تسليم اين مردم را از چيرهدستان فاتح وانمود مىكند وى گويد : « بعد از انكه گردن نيزك و خواهرزادهء او را زدند ، و سرهاى بريده را به حجاج فرستادند ، قتيبه زن بازماندهء نيزك را گرفت ، و چون به او نزديكى جست ، زن نيزك گفت : چه نادان مردى ! آيا گمان برى كه من ترا دوست بدارم ، در حالى كه همسر مرا كشتى و شاهى مرا گرفتى ؟ چون قتيبه اين سخن را شنيد ازو دورى جست و گفت : جائى كه ميخواهى برو » « 3 »
--> ( 1 ) - طبرى 5 / 495 و شايد همين نيزك باشد كه ما ذكر او را در 137 ه در داستان بو مسلم مى يابيم ، و در فصل سوم آن را خواهيم آورد . ( 2 ) - تاريخ اليعقوبى 2 / 286 ( 3 ) - همين كتاب 2 / 286