عبد الحي حبيبى
121
تاريخ افغانستان بعد از اسلام ( فارسى )
7 - شيرانباميان اين سلسلهء شاهان نيز به گمان اغلب از بقاياى عناصر كوشانى هفتلىاند ، كه در باميان حكمرانى داشته و به كيش بودائى بودهاند ، كه بعد از فتوحات عرب بدين اسلام در آمدهاند . كلمهء شير به ياى مجهول در فارسى بمعنى حيوان مشهور درنده است ، و بنا بران مورخان عرب هنگاميكه ازين شاهان محلى افغانستان بحث ميرانند ، همين معنى را از ان مراد گرفتهاند ، و اليعقوبى مورخ عرب گويد در باميان مرد دهقانى حكم ميراند ، كه او را اسد و در فارسى شير گويند « 1 » ولى قرار تحقيقات لسانى جديد ، و نظر زبانشناسان عصر حاضر كلمهء شير و شار ( كه بعد ازين از ان بحث ميرانيم ) با شاه و شهر همريشه است ، كه از كلمهء قديم آريائى كشتريه ( طبقهء نظاميان ) ساخته شده ، و معنى آن همان شاه و حكمدار است « 2 » كريستن سين گويد : شهرگ و شير مشتق است از اصل خشى يا خششرا يا خشتريا كه در اوستا بمعنى شاه و امير و مملكت بود « 3 » تا جائى كه معلومات داريم ذكر قديمتر شير باميان در جغرافى موسى خورنى ( متوفى 487 م ) آمده كه تأليف ارمنى آن را بعد از ( 579 م ) ميدانند ، درين جغرافى
--> ( 1 ) - البلدان 51 ( 2 ) - دايرة المعارف اسلامى بحوالهء ايرانشهر ماركوارت . ( 3 ) - ساسانيان ترجمهء عربى 482