جمال رضايى
95
بيرجندنامه ( فارسى )
18 - 3 - ميدان سر آب ميانده ( ميدن سر اوّ ميندا meydon sor ow meyon de ) : در مركز محلّهء بزرگ و معروف « ميانده » ميدان بزرگى بود كه آب « قصبه » از ميان آن مىگذشت . در وسط اين ميدان « گودى » بود كه از شمال و جنوب آن چند پله به پايين مىرفت . جويى نسبتا پهن كه به « حوض » بىشباهت نبود با لبهها و كنارههاى سنگى در ته آن قرار داشت كه هر وقت آب قصبه را به « كشمان پايين شهر » مىبردند از آنجا مىگذشت ، از اينرو هميشه آب در آن جارى نبود ولى حوض آن هميشه آب داشت و مردم براى برداشتن آب و وضو گرفتن و گاه شستن ظرف و لباس از آن استفاده مىكردند . در چهار گوشهء اين ميدان چهار درخت نارون بزرگ و كهنسال وجود داشت كه سالها سرسبز بود و طراوت و منظرهء زيبايى به ميدان مىداد ولى هرچه بر عمر آنها ميگذشت از سرسبزى و خرّمى آنها كاسته مىشد تا حدّى كه به كلّى خشك شدند و آنها را بركندند - وجه تسميهء اين ميدان به « چهاردرخت » وجود همين چهار نارون بود - از اين درختها براى « تعزير » گناهكاران و تنبيه خطاكاران استفاده مىشد و كسانى كه به حكم حاكم شرع يا دستور « امير » حاكم به شلّاق محكوم مىشدند آنان را به اين درختها مىبستند و در ملأ عام شلّاق يا چوب مىزدند . اين ميدان معتبرترين ميدان شهر بود و چند دكّان در شمال و شرق و جنوب آن داير بود . مسجد بزرگ جامع شهر در غرب آن و حمّام بزرگ مردانهاى در جنوب شرقى ميدان واقع بود « 1 » و شش كوچهء بزرگ از چهارسو و چهارگوشهء آن منشعب مىشد بدين شرح : كوچهء شمالى به نام « كلّو » ، كوچهء شمال شرقى به نام « نقيب » ، كوچهء شرقى به نام « خواجهها » كوچهء جنوب شرقى به نام « حمّام » ، كوچهء جنوب غربى به نام « مدرسهء طلّاب » ( كه با فاصلهاى اندك « كوچهء باغچه » به سوى جنوب از آن منشعب مىگشت « 2 » ) ، كوچهء شمال غربى به نام « پشت مسجد عاشورا » . 19 - 3 - ميدان سرپشته ( ميدن سرپشته meydon sor poste ) : در يكى از مرتفعترين نقاط شهر ، در سرپشتهء « پوّزاردوزان » فضاى بازى بود كه به آن ميدان سرپشته مىگفتند . 20 - 3 - ميدان سر قبرستان غريبان ( ميدن سر قبرستن قريبا [ ن ] meydon sor qabreston qaribo [ n ] ) : در محلّهء « سر قبرستان غريبان » نزديك منزل كربلايى محمد على رضا ( نوازى ) يك ميدانى
--> ( 1 ) . اين حمّام تخريب شده و در محلّ آن يك « زورخانه » براى ورزشهاى باستانى ساخته و آن را به نام « پورياى ولى » نامگذارى كردهاند . ( 2 ) . چون در انتهاى اين كوچه باغچهاى وجود داشت كوچه را به اين نام مىخواندند . مردهشوىخانه ( پاياب ) اين محلّه در ابتداى اين كوچه بود .