جمال رضايى

96

بيرجندنامه ( فارسى )

كوچك قرار داشت كه به نام آن محل خوانده مىشد . 21 - 3 - ميدان شركت شرق ( ميدن شركت شرق meydon serkate sarq ) : روبروى در ورودى كاروانسراى شركت شرق ، بازارى كه از آن‌جا مىگذشت وسيع شده و ميدانى كوچكى ايجاد كرده بود كه به نام آن شركت خوانده مىشد . 22 - 3 - ميدان شهربانى ( ميدن شاربانى meydon sarbani ) : پس از احداث اوّلين خيابان شهر « نزارى » - در نقطهء تلاقى آن با « رود » - در گوشهء شمال شرقى اين خيابان ، فضاى باز بزرگى ايجاد شده بود كه مدّتها بخشى از آن صورت يك گودال طويل داشت و بعدها ادارهء شهربانى در جنوب آن استقرار يافت و از آن به بعد اين فضاى باز را « ميدان شهربانى » مىخواندند . مجرمانى كه به اعدام به وسيلهء دار محكوم مىشدند در اين ميدان به دار مجازات آويخته مىشدند . 23 - 3 - ميدان فرهنگ ( ميدن فرهنگ meydon farhang ) : در انتهاى كوچه‌اى به همين نام - در شرقىترين نقاط شمالى رودخانه و در محلّهء خيرآباد - ميدان چهارگوشى بود كه بعدها مشجّر شد و چون منزل حاجى محمّد على فرهنگ ( بازرگان معروف ) در شمال آن قرار داشت به نام « فرهنگ » خوانده مىشد . اين ميدان و درختهاى كاج آن هنوز باقى است . 24 - 3 - ميدان كاروانسراى شاهرخسىها ( ميدن كاروسرا چارخسيا [ ن ] meydon karvesera caraxsiyo [ n ] ) : بازار « حاجى محمّد جعفر » در شرق به ميدان چهارگوشى متّصل مىشد كه در شمال و غرب و جنوب آن تعدادى دكّان و در شرق آن يك كاروانسراى بزرگ بود . اين كاروانسرا كه محلّ رفت‌وآمد و منزلگاه ، « شاهرخسىها » بود به‌نام آنان خوانده مىشد و ميدان مقابل آن هم به نام آنان معروف بود . 25 - 3 - ميدان لب جوى خران ( ميدن لوّ جو خرا [ ن ] meydon low ju xaro [ n ] ) : در غرب جوى سرباز قنات كوشه ( عباس‌آباد ) ، آنجا كه كشاورزان و برزگران ستوران و چهارپايان و مواشى خود را براى آب دادن به آنجا مىبردند - و بدين مناسبت به اين نام