جمال رضايى

80

بيرجندنامه ( فارسى )

برمىگرفت و بخشى از گورستان قديمى و متروك شهر - از جمله مقبرهء « نزارى » در آن محلّ قرار داشت و اولين خيابانى كه در شهر كشيده و احداث شد و به نام « نزارى » نامگذارى گرديد از شمال به جنوب از ميانهء اين محلّه مىگذشت . اين خيابان اكنون « خيابان شهدا » نام گرفته است . 10 - 1 - محلّهء خواجه‌ها ( ملّى خاجا malley xaja ) : اين محلّه از مقابل آب‌انبار « حاجى خان » و منزل مرحوم « احمد محسن‌زاده » و مسجد « خضر على » شروع مىشد و از شرق به غرب تا « سرآب ميان ده » ( چهاردرخت ) ادامه داشت و دارد و نهر آب قصبه از ميان كوچهء اصلى آن مىگذشت و كوچه‌هاى متعدّد شمالى و جنوبى از كوچهء اصلى آن منشعب مىشد و چند آب‌انبار و مسجد و حمّام در آن واقع بود . اين محلّه چنان‌كه از نام آن پيداست بيشتر نشيمن « خواجگان » شهر و خانواده‌هاى آنان بود و مىگفتند پس از آخرين زلزله‌اى كه در گذشته‌اى نه چندان دور روى داده و بيرجند را ويران كرده « خواجه » ها - چنان كه قبلا ياد شد - در كنار نهر قصبه سكنى گزيده و شهر را از نو ساخته‌اند . 11 - 1 - محلّهء خيرآباد ( ملّى خيرابا [ د ] malley xeyraba [ d ] ) : « خيرآباد » روستايى است در شمال بيرجند - در دامنهء كوه شكرآب - كه زمين‌هاى « دشت » و بيابان آن تا نزديك شهر بيرجند ادامه داشته است ؛ به همين جهت محلّه‌اى كه در شمال « رود » و در جنوبىترين زمين‌هاى اين ده احداث شده به نام آن « خيرآباد » نام گرفته است . محلّهء خيرآباد در شرق محلّهء « داشگران » و جنوب محلّهء « شكرآب » واقع بود و هست . 12 - 1 - محلّهء داشگران ( ملّى داشگرا [ ن ] malley dasgaro [ n ] ) : « داش » در گويش بيرجند - مانند زبان فارسى - به معنى كوره است ، اعمّ از كوره سفال‌پزى و آجرپزى و حتّى به تنور نانوايى سنگكى هم گفته مىشود ، به‌علاوه واژهء « داش » به خود سفال و سفالينه و امثال آن‌ها كه در كوره مىپزند نيز اطلاق مىشود . از اين‌رو واژهء « داشگر » به معنى « كوره‌پز » ، « سفال‌پز » و « آجرپز » و « كوزه‌گر » به‌كار مىرود . كوره‌پزان و داشگران بيرجند در محلّه‌اى كه به نام آنان « محلّهء داشگران » ناميده مىشد سكونت داشتند . اين محلّه در غرب « خيرآباد » و در كنار « رود كفترخان » و در شمال غربى شهر واقع بود ، چون كوره‌هاى ويژهء « داشگرى » در اين نقطه قرار داشت . 13 - 1 - محلّهء دم‌دركلى ( ملّى دم‌دركلى malley dame dar koli ) : اين محلّه ، محلّه‌اى كوچك و در حقيقت كوچهء باريكى بود كه چند كوچهء ديگر از آن منشعب