جمال رضايى
81
بيرجندنامه ( فارسى )
مىشد و در شيب شمالى شهر به طرف « رود » پيش مىرفت ، واژهء « دركلى » در گويش بيرجند به معنى رخنهء بزرگى است كه براى عبور در ديوار ايجاد كنند . خروجى اين كوچه به سوى شمال مانند يك « دركلى » بود . 14 - 1 - محلّهء دم دروازه ( ملّى دم دروازه malley dame darvaze ) : چون دروازهء شرقى قديمى شهر در شرق اين محلّه قرار داشته اين محلّه را به نام « دم دروازه » مىخواندند . در وسط اين محلّه - در جنوب كوچه و محلّهء « رنگرزان » و شمال كوچه و محلّهء « برزگران » - يك ميدان بود كه به همين نام خوانده مىشد و آن كوچه و دو كوچهء ديگر از آن منشعب مىگشت . 15 - 1 - محلّهء دم قبرستان ( ملّى دم قبرستا [ ن ] malley dame qabresto [ n ] ) : اين محلّه پس از « مصلّى » و در غرب آن واقع بود و راهى از آن به قبرستان مىگذشت و ميدانى كوچك هم داشت كه هنوز وجود دارد و برخى از روستاييان ترهبار و ميوههايى را كه براى فروش به شهر مىآوردند در آنجا عرضه مىكردند . 16 - 1 - محلّهء دم قلعه ( ملّى دم قلاه malley dame qal'e ) : اين محلّه پيرامون قلعهء شرقى شهر ( قلعهء سرده ) و بيشتر غرب آن را فرا مىگرفت و محلّهء كوچكى بود . 17 - 1 - محلّهء رنگرزان ( ملّى رنگرزا [ ن ] malley rangrazo [ n ] ) : محلّهء شمالى ميدان « دم دروازه » به اين نام خوانده مىشد چون در كوچهء اصلى اين محلّه كه « دم دروازه » را به بازار متصّل مىكرد چند دكان رنگرزى وجود داشت و عدّهاى از رنگرزها در اين محلّه سكونت داشتند . 18 - 1 - محلّهء رود كفترخان ( ملّى رود كفترخا [ ن ] malley rude kaftar xo [ n ] ) : اين محلّه در شرق « رود كفتر خان » - در شمال غربى شهر و مجاور قبرستان - واقع بود و هست و محلّهاى كارگرنشين و فقيرنشين بود و خانههايى كوچك و متراكم داشت . 19 - 1 - محلّهء سر آب ميان ده ( ملّى سر اوّ مين دا malley sor ow meyon de ) : نام اين محلّه نشان مىدهد كه محلّهء مزبور متعلق به دورهايست كه هنوز بيرجند گونهء يك