جمال رضايى
70
بيرجندنامه ( فارسى )
زيبا و بديع به قلعه و آن قسمت شهر داده است . 2 - 1 - « قلعهء سرده » يا « بالاى شهر » : در يكى از شرقىترين نقاط جنوب شرقى شهر - در نقطهاى كه آب قنات « قصبه » رو مىافتاد - قلعهاى كهنه و فروريخته وجود داشت كه در برابر « قلعهء ته ده » به نام « قلعهء سرده » ( قلاى سردا qal'ey sorde ) خوانده مىشد و آب قصبه در غرب آن آفتابى مىگشت و دو حسينيّهء معروف « شوكتيّه » ( كهنه و نو ) در غرب آن ساخته شده بود . از اين قلعه كه پس از « شهر » شدن بيرجند « قلعهء بالاى شهر » نام گرفت در آغاز اين سده يك « ارگ » و يك برج آجرى و جزيى از ويرانههاى آن هنوز باقى بود و برج معروف اين قلعه از آجر ( خشت پخته ) ساخته شده بود و « برج خشت پخته » ناميده مىشد و كوچهء مقابل آن را هم كه به نام « كوچهء قلعه » شهرت داشت گاهى « كوچهء برج خشت پخته » مىخواندند . زمان ساختن اين قلعه نيز معلوم نيست امّا چنانكه گفته مىشد از قلعهء پايين شهر جديدتر و از آثار زمان قاجاريّه بوده است . از اين قلعه امروز هيچ اثر و نشانى نيست . بين اين قلعه و قلعهء پايين شهر يك « نقب » در زيرزمين وجود داشته كه ارتباط اين دو قلعه را برقرار مىكرده و در هنگامى كه شهر مورد هجوم و حمله و يا محاصرهء مهاجمان واقع مىشده مردم از طريق اين نقب خود را به قلعهها مىرساندهاند . « نقب » ميان دو قلعه كه از شرق به غرب امتداد داشته جابهجا در زيرزمينىهاى برخى از خانههاى شهر « ورودى » هايى داشت كه از آنها به نقب داخل و يا از آن خارج مىشدهاند . در اوايل اين سده هنوز نمونههايى چاه مانند از اين « ورودىها » در برخى از خانهها - بهويژه خانههاى توانگران - وجود داشت و نويسنده برخى از آنها را ديده و به ياد مىآورد . 2 - ارگها و عمارتهاى بزرگ : در بيرجند در آغاز سدهء چهاردهم خورشيدى هشت ارگ و ساختمان معتبر و بزرگ وجود داشت . از اين بناها كه جملگى به دو خانوادهء حكومتى « علم » و « خزيمه » و ندرتا به بستگانشان تعلق داشت دو ارگ در خود شهر و ششتاى ديگر در روستاهاى پيرامون ولى نزديك شهر واقع بود بدين شرح : 1 - 2 - ارگ قلعهء سرده : اين ارگ كه در جنب قلعهء « سرده » ( بالاى شهر ) واقع بود ارگ نسبتا كوچك و كهنهاى بود كه به خانواده « علم » تعلق داشت و استراحتگاه افراد آن خانواده در شهر بود و هرگاه كسى از آنان به شهر مىآمد در آن سكونت و يا استراحت مىكرد ؛ چنانكه دختران و پسر مرحوم علم