جمال رضايى
64
بيرجندنامه ( فارسى )
3 - تيغه لنگه : براى ساختن اين نوع سقف ابتدا روى چهار ديوار اتاق « طاق مىزدند » و بعد سقف را روى اين طاق مىساختند و اتاق را مىپوشاندند . هركدام از اين طاقها را « تيغه لنگه » ( تاقه لنگه teqe lenge ) مىخواندند . 4 - تيرپوش يا سرمى : « سرم sorom » در گويش بيرجند به معنى تير چوبى بلند و دراز و كلفت و محكمى است كه معمولا ساقه يك درخت از نوع سپيدار و مانند آنست و براى پوشيدن اتاقهاى دراز از آن استفاده مىكردند و مىكنند و درست كار تيرآهنهاى امروزى را مىكرد . ابتدا « سرم » ها را با فواصل معينى روى ديوارها مىگذاشتند و روى آنها را با شاخههاى باريكتر درختان و چوبهاى كوچكتر و باريكتر پر مىنمودند آنگاه روى آنها را « سياهگل » ( سياگل seyagel ) مىكردند و بعد با « كاهگل » ( كاگل Kagel ) اندود مىنمودند . از درون اتاقها زير « سرم » ها را تخته مىكوبيدند و به نحو دلخواه رنگآميزى مىكردند . رويهء بيرونى سقف از هر نوع كه بود ابتدا با « سياهگل » پوشيده مىشد و پس از آنكه خشك مىگشت روى آن را با « كاهگل » قطورى اندود مىكردند كه آب به داخل اتاقها سرايت نكند و اين اندود را هرچند سال يكبار تجديد مىنمودند . رويهء بيرونى ديوارهاى خانهها را - بهويژه ( از توى كوچه ) - نيز با « كاهگل » مىپوشاندند تا آب داخل درزهاى خشتها نشود و به ميان ديوارها سرايت ننمايد و از خرابى آنها جلوگيرى شود . پشتبامها - با توجه به انواع سقفها و پوشش اتاقها - گونههاى متفاوت پيدا مىكرد كه معمولترين آنها گنبدى بود ولى پشتبام اتاقهاى « سرمپوش » ، مسطح و مستوى و با شيبى ملايم بود ؛ اين نوع بام را « تختبام » ( تخ با [ ن ] tax bo [ n ] ) مىگفتند و در تابستانها براى خواب از آنها استفاده مىكردند . در پشتبامها - بهويژه در فواصل گنبدها - براى جريان آب باران شيبهايى ايجاد مىكردند كه آبها را به كناره ديوارها و جاى نصب ناودانها منتقل مىكرد و آب باران از ناودانها به كوچه مىريخت . ناودان را كه در گويش بيرجند « نادوّ nadow » يا « نادوشر » ( نادوّشر nadow sar ) مىگفتند از سفال و ندرتا از چوبى كه ميان آن را خالى مىكردند مىساختند ( در اين اواخر از حلبى و آهن نازك هم ساخته مىشد ) و مانند نايى بود كه از طول آن را بريده و به دو بخش تقسيم كرده باشند . بر پشتبام برخى از خانههاى اعيانى و خانههاى طبقات مرّفه و گاه متوسط . بر بالاى اتاقهاى تابستانى « بادگير » هايى مىساختند كه باد خنك از آنها به داخل اتاقها سرايت مىكرد . « بادگير » را در بيرجند « شرفه sarafe » مىناميدند . « شرفه » ها ندرتا با زيرزمينى خانهها هم ارتباط داشت و آنها را سردتر مىكرد و از حبس شدن و سنگين گشتن هوا