جمال رضايى
608
بيرجندنامه ( فارسى )
معمول بود اين بود كه تعدادى خطّ روى ديوار مىكشيدند و با گفتن " خدا ، مصطفى ، شيطان " يكىيكى را خطّ مىزدند آخرين خطّى كه مىماند اگر " خدا " بود نشانهء " خير " و اگر " مصطفى " بود نشانهء ميانه " و اگر " شيطان " بود نشانهء " شرّ " شمرده مىشد . يك نوع استخاره كه بيشتر در ميان بچّهها معمول بود اين بود كه دو دست را مشت مىكردند و تنها انگشت ميانى را دراز نگه مىداشتند . آنگاه دو دست را به دو طرف مىبردند ، پس از آن چشمهايشان را مىبستند و دو دست را به طرف هم مىآوردند ، اگر سر دو انگشت دو دست درست بهم برخورد مىكرد استخاره خوب بود و راه مىداد و گرنه بد بود و راه نمىداد . 4 - چشمزخم و دفع آن : واژهء مركّب " چشمزخم " كه در گويش بيرجند " چشزخ caszax " « 1 » فراگو مىشود چنان كه آشكار است از دو واژهء " چشم " و " زخم " تركيب شده است . جزء نخست آن يعنى " چشم " نيازى به شرح ندارد ، جزء دوّم اين تركيب يعنى " زخم " در فارسى رسمى و نيز در گويش بيرجند به معنى " جراحت " است كه به موجبى يا به وسيلهء ابزارى يا علّتى در بدن روى دهد و افزون بر اين به معنى " ضربت " و " زدن " و مانند اين معانى نيز بهكار مىرود و واژه " زخمه " اين مفهوم را به خوبى مىنماياند . با توجّه به معنى اخير و واژهء " زخم " كلمهء مركب " چشمزخم " يعنى آسيب ، صدمه ، آزار و يا ضربتى كه به وسيلهء " چشم " به كسى وارد شود . اين باور كه در برخى چشمها نيرو يا تأثيرى است كه اگر صاحبان آنها با حسرت ، حيرت ، حسد و رشك ، اعجاب و شگفتى حتّى تحسين و تمجيد به چيزى يا به كسى بنگرند و يا سخنى - حتّى با نازش و نوازش و تعريف و توصيف - دربارهاش بگويند به آن يا او آسيب و صدمه مىرسد منحصر به مردم بيرجند و يا ايران نيست و بيشتر جهانيان بر اين باور هستند و براى پيشگيرى يا دفع آن چارههايى انديشيده و ابزارهايى ساخته و مىسازند . چشمى را كه چنين نيرو يا تأثيرى دارد " بد " ، " شور " ، " ناپاك " ، " پليد " و . . . مىشمارند و صاحب آن را در بيرجند " چشو casu " ، ( - چشمو ) مىخوانند و به " چشمزدن " " بىچش كرده [ ن ] bi cas kerde [ n ] " ( - به چشم كردن / چشم كردن ) مىگويند . « 2 »
--> ( 1 ) . " چشزخ " كه مخفّف " چشمزخم " است در برخى از فرهنگنامههاى فارسى نيز آمده است . ( 2 ) . بيرجندىها بر اين باور بودند و هستند كه اگر زن باردارى چشمش به مرده بيفتد فرزندش " چشمشور " و " چشو " مىشود .