جمال رضايى
603
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل يك باورها و آداب آنها 1 - آداب سفر : هنگامى كه كسى قصد مسافرت داشت - بويژه اگر سفرش طولانى و يا براى انجام دادن كارى بزرگ بود - ابتدا " استخاره « 1 » " مىكرد ، اگر استخاره " خوب " مىآمد و " راه مىداد " مقدمات سفر را فراهم مىنمود و آنچه مورد نيازش بود تدارك مىديد پس از آن براى تعيين وقت حركت " ساعت « 2 » " مىديد و از آگاهان - بويژه روحانيون - تحقيق مىنمود كه چه روز يا شبى براى سفرش " سعد " است ( معمولا صبح دوشنبه و شب چهارشنبه و پيش از نماز جمعه به سفر نمىرفتند ) و جهت حركتش چه وقت رو به " استار " « 3 » نيست . هنگامى كه ساعت حركت تعيين مىشد خويشان و دوستانش براى خداحافظى به خانهء او مىآمدند و پذيرايى مختصرى از آنان به عمل مىآمد و مسافر با يكيك آنان خداحافظى مىكرد و از همهء حاضران " حليّت " مىطلبيد و به طرف در خروجى خانه به راه مىافتاد . كسان او قبلا دو يا چهار نان سالم لواش در دو طرف دهليز يا هشتى خانه به ديوار تكيه مىدادند كه مسافر از بين آنها بگذرد . يك جلد قرآن مجيد ، يك كاسه آب ( كه گاهى چند برگ سبز روى آن مىگذاشتند ) ، يك بشقاب آرد گندم ، يك ظرف نقل سفيد مخلوط با حبّهء نبات و مقدارى پول روى يك سينى مىنهادند . هنگامى كه مسافر به در خروجى نزديك مىشد يكى از سالخوردگان آگاه به گوش او " دعاى
--> ( 1 ) . نك : شمارهء 3 . صص 608 - 606 . ( 2 ) . نك : شمارهء 7 . ص 618 . ( 3 ) . نك : شمارهء 2 . صص 606 - 605 .