جمال رضايى

594

بيرجندنامه ( فارسى )

4 - تصنيف : " تصنيف " در " آواز " به نوعى شعر و سرودهء آهنگين اطلاق مىگردد كه وزن عروضى درست و متكرّرى ندارد و معمولا آن را با نواهاى موسيقى مىخوانند و مضمون آن ممكن است غنايى باشد يا جز آن ؛ چنان كه در زمانى كه ما از آن سخن مىگوييم تصنيف‌هاى فارسى بيشتر جنبهء سياسى و اجتماعى و فكاهى و انتقادى داشتند و به همين جهت مورد توجّه و استقبال همهء ايرانيان واقع مىشدند از اينرو تصنيفهايى كه در بيرجند خوانده و شنيده مىشدند " گويشى " نبودند و " فارسى " بودند كه بوسيلهء صفحات گرامافون به اين شهر - مانند ساير شهرها - راه يافته بودند و مردم - بويژه جوانان - آنها را حفظ مىكردند و هركدام را با آهنگ ويژهء آن مىخواندند . نويسنده در پژوهش خود به هيچ " تصنيف " بيرجندى كه در آغاز اين سده يا پيش از آن ساخته و سروده شده باشد برنخورده است . در دههء سوّم به علّت تحوّلى كه در اوضاع سياسى و اجتماعى ايران روى داده بود دو تصنيف كه گويندگان آنها شناخته نيستند در بيرجند سخت شهرت يافت . يكى به زبان فارسى در انتقاد و مبارزه با " حزب توده " و ديگرى به گويش بيرجند در انتقاد از رفتارهاى اجتماعى . تصنيف نخستين با اين بيت آغاز مىشد : " . . . . . « 1 » كه وعده مىداد * وعدهء آب حيات به توده مىداد " و مطلع دوّمى اين بود : " دُختُر . . . « 2 » كبل كريم * ارسى بَالا بُالا " orsi bala bala doxtor . . . kable karim يعنى : " دختر . . . . ى كربلايى كريم ارسى / كفش بالا بالا / كفش پاشنه بلند ؟ ! " يادداشت - بايد يادآور شد كه برخى از " ترانه " هاى گويشى به نوعى " تصنيف " بىشباهت نيستند .

--> ( 1 ) . جاى نام شخصى كه اين تصنيف دربارهء او سروده شده و در آن زمان از اعضاى فعّال حزب " توده " در بيرجند بوده با نقطه پر شده است . ( 2 ) . اين تصنيف گويشى دربارهء دخترى از طبقات پايين اجتماع كه پا از حدّ " طبقهء " خود فراتر نهاده و كفش " پاشنه‌بلند " به پا كرده بود ساخته شده و گويندهء ناشناس او را مورد استهزاء و طعن و سرزنش قرار داده است . تصنيف مزبور از اين لحاظ كه نمودار پابند بودن مردم آن زمان به رعايت حدود طبقات اجتماعى است حايز اهميّت است جاى نام پدر دختر چند نقطه چيده شده ولى نام پدربزرگش ناگزير ذكر گرديده است .