جمال رضايى
595
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل چهار رقصها واژهء " رقص " كه برابر فارسى آن " وشت " است اصلا به معنى جنبيدن و جنباندن است ولى در اصطلاح به حركات موزون و متوالى اندامها ( سر ، گردن ، سينه ، دستها ، كمر ، سرين ، پاها . . . . ) اطلاق مىشود كه معمولا با آهنگ موسيقى اجرا مىگردد و انواع گوناگون داشته و دارد . رقصهاى بيرجندى در دورهء مورد بحث ما دو نوع مردانه و زنانه بودند كه يا انفرادى و يا گروهى و دستجمعى - و معمولا با صداى " دايره " - اجرا مىشدند و هركدام از اين نوع انواعى خاصّ داشت : 1 - رقصهاى مردانه 1 - 1 - رقص يك نفره : اين رقص توسط يك نفر اجرا مىشد و حركات آن عبارت بود از دستافشانى ، پايكوبى ، چرخيدن ، نشستن و برخاستن و . . . كه با " اصول " ( حركات سر و گردن و دست و سينه و . . . ) و " كچول " ( حركات سرين ) و " بشكن " زدن و " كف " زدن همراه بود و آهنگ آن معمولا با " دايره " نواخته مىشد . طرز نواختن و آهنگ دايرهء مردانه با زنانه متفاوت بود و زدن آن مهارت مىخواست . 2 - 1 - رقص دوره ( گروهى چند نفره ) : در اين رقص چند مرد جوان دايرهوار با آهنگ " دايره " و ندرة " دهل و سرنا " و گاه تنها " سرنا " مىرقصيدند ، بدينسان كه هركدام از آنان با جنباندن دست و كمر و پا و . . . هم به دور خود مىچرخيد و هم دايرهاى را مىپيمود و هربار كه به دور خود مىچرخيد دو دستش را محكم بههم مىزد و بدينترتيب همهء آنان به حركات موزون ، همآهنگ و همانند " دوره " را مىپيمودند و گاه همه باهم به ميان دايره مىرفتند و با خم كردن زانوان مىنشستند و باز برمىخاستند و پسپسكى به " دوره " باز مىگشتند . تماشاچيان با همان آهنگ دست مىزدند