جمال رضايى
587
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل دو موسيقى و ابزارهاى آن موسيقى يعنى " فنّ تركيب اصوات به نحوى كه به گوش خوشآيند باشند " « 1 » و آن را چنين تعريف مىكنند : " صنعت آهنگها و نغمات ، دانشسازها و آوازها ، غنا ، خنيا ، تركيب اصوات به صورت گوشنواز ، علم الحان و . . . " . « 2 » ذكر " صنعت آهنگها و نغمات " در اين تعريف مىرساند كه موسيقى دو فنّ را شامل مىشود : يكى شناخت اوزان ازمنه يعنى " فن ايقاع " و ديگرى شناخت " نغمهها " و مختصّات آنها يعنى " فنّ الحان " . ناگفته پيداست كه عامّهء مردم بيرجند در زمان پژوهش ما از جنبهء علمى با " موسيقى " آشنايى نداشتند و تعليم و تعلّم آن بهعنوان " آموزش هنرى " برايشان مطرح نبود ؛ امّا هم با " آهنگ " آشنا بودند و هم با " نغمه " و " آواز " و آنها را به صورت سنتّى فرا مىگرفتند و در نتيجه هم " آهنگ " مىزدند و هم " آواز " مىخواندند و براى ايجاد صدا ابزارهايى داشتند . سازها و ابزارهاى موسيقى كه در دورهء سخن ما در بيرجند شناخته بودند و مورد استفاده واقع مىشدند بيشتر همان سازها و آلات و ادواتى بودند كه از ديرباز در بيشتر شهرها و روستاهاى ايرانزمين شناخته بوده و بهكار مىرفتهاند و بجز شمارى اندك كه شايد ويژهء بيرجند آن زمان بود بقيّه را همهء ايرانيان و فارسىزبانان مىشناختند و مىشناسند از اينرو نياز به معرّفى و شرح زياد ندارند و تنها ذكر نام برخى از آنها بسنده به نظر مىرسد . در اين فصل نام اين ابزارها را با تلفّظ گويشى و با آوانويسى فارسى و لاتين و ذكر تلفّظ فارسى آنها - به ترتيب نويسههاى الفباى خطّ فارسى - مىآوريم و هركدام نياز به معرّفى داشته باشد شرح كوتاهى در برابر آن مىنويسيم تا بهتر شناخته شوند :
--> ( 1 ) . " فرهنگ معين " در واژهء موسيقى . ( 2 ) . " لغتنامهء دهخدا " در واژهء موسيقى .