جمال رضايى
586
بيرجندنامه ( فارسى )
است و يا " فاسد " شده است تا آنجا كه خواننده ناگزير مىشود بعضى صداها را كشيدهتر و يا بريدهتر از معمول فراگو كند تا وزن شعر درست شود ، بجز اين ، گاه ديده مىشود كه دو بيت يك دوبيتى وزن واحد ندارند و هركدام بر يك وزن است مثلا يكى بر وزن " مفاعيلن مفاعيلن فعولن " ( وزن دوبيتى ) و ديگرى بر وزن مفعول مفاعلن مفاعيلن فاع ( وزن رباعى ) است و چنين مىنمايد كه شايد هركدام از اين ابيات از شعر ديگرى گرفته شده است . 3 - قوافى اشعار محلّى بيرجندى نيز بر كنار از عيب نيست و برخى از آنها " غلط " است و اصولى كه در " علم قافيه " بازشناخته و در شعر فارسى ملحوظ است در برخى از اين سرودهها رعايت نشده است بدينمعنى كه شعر يا قافيه ندارد و يا حرفهايى كه واجگاه ( مخرج ) مشترك دارند باهم قافيه شدهاند و علاوهبر اين مىبينيم كه گاه اين رعايت نشدن قافيه باعث تغيير شكل و قالب شده است : مثلا در دوبيتى يا رباعى كه بايد قوافى مصراعهاى يكم و سوّم و چهارم يكى باشد نمونههايى شنيده مىشود كه دو مصرع نخست باهم و دو مصرع دوّم باهم قافيه دارند و شعر بهصورت " مثنوى " درآمده است . بحث در اين مورد و آوردن نمونه براى شاهد و مثال موجب اطالهء كلام مىشود و ناگزير به همين مختصر بسنده مىكنم بدان اميد كه توفيق داشته باشم در آينده به اين مهمّ بپردازم ولى براى آنكه " بيرجندنامه " از اين " مقوله " بىبهره و از " اشعار محلى " كمنصيب نباشد نمونههايى از انواع آنها را - بجز آنچه در جستارهاى مختلف كتاب جابهجا آوردهام - به عنوان يك پيوست در پايان اين كتاب نقل مىنمايم « 1 » .
--> ( 1 ) . پيوست شمارهء 1 . صص 712 - 669 .