جمال رضايى
506
بيرجندنامه ( فارسى )
ختمى بود كه در آن غذا نمىدادند و خرما و يا شيرينى تقسيم مىكردند . ختم " تره " را بيشتر توانگران و افراد طبقات متوسّط مىگرفتند بدينسان كه عدّهاى از روحانيان و بستگان و همسايگان و . . . خود را روزى براى ناهار يا شام دعوت مىكردند . مهمانان يكى دو ساعت مانده به وقت صرف غذا به خانهء متوفّى مىرفتند و پس از خواندن حمد و سوره جزئى يا آياتى از قرآن مجيد را مىخواندند ، در اين مدت با چاى و قهوه و . . . از مهمانان پذيرايى مىشد . پيش از صرف غذا روضهاى مىخواندند و بعد از آن غذا مىدادند . غذايى كه در اين ختم داده مىشد معمولا " پلو " با خورش بود ، نوع و مقدار پلو و انواع خورشها بستگى به توانايى پرسهداران داشت مانند قيمه ، سبزى ، بادنجان ، آلو و . . . و ندرة مرغ و هرچه قدرت مالى و شأن خانواده بيشتر بود انواع خورشها بيشتر مىشد . متمكّنين گاهى براى روحانيان و روضهخوانان و برخى از خويشان و حتّى سرشناسان " مجمعه " مىفرستادند بدين معنى كه مقدارى از انواع غذاها را در قابها و بشقابهايى مىكشيدند و روى يك " مجمعه " مىنهادند و سرپوشهايى روى آنها مىگذاشتند كه سرد يا كثيف نشوند و " مجمعهپوشى " روى آن مىكشيدند و يك نفر آن را روى سر خود مىگذاشت و به خانهء مورد نظر مىبرد . در اين گونه مواقع عدّهاى از بينوايان كه از برنامهء ختم آگاه مىشدند پشت در و پاى ديوار آن خانه جمع مىشدند و منتظر مىماندند كه به آنان غذا داده شود ، معمولا پس از پايان ختم و برچيدن سفره به هركدام از آنان مقدارى پلو با خورش كه در يك نان لواش مىگذاشتند مىدادند . امّا طبقات كمدرآمد كه توانايى اطعام با " پلو " را نداشتند آبگوشت مىپختند و با آن از ميهمانان خود پذيرايى مىكردند . ختم " خشكه " ختمى بود كه غذا به مهمانان نمىدادند و علاوهبر پذيرايى با چاى و . . . و خواندن روضه در پايان مجلس به هريك از مدعوّين يك بشقاب كوچك خرما و شكرپنير ( شكافته ) و احيانا نقل مىدادند و مقدارى هم ميان بينوايان تقسيم مىنمودند . بجز اين اطعامها و ختمها در سه روز نخست و گاهى تا هفتم هر روز عصر نوعى حلوا ( شبيه به كاچى ) با آرد گندم و شيرهء انگور و روغن مىپختند و ميان بستگان و همسايگان و بينوايان " بخش " مىكردند و مقدارى از آن را هم براى قاريان به قبرستان و چادر مخصوص مىفرستادند . در روز هفتم پس از مراسم ختم عدّهاى از بستگان و نزديكان متوفّى به قبرستان مىرفتند و با خواندن فاتحهاى چادر را جمع مىكردند و با اين عمل پايان نخستين سوكوارىها اعلام مىگشت و تا روز چهلم برنامهء خاصى اجرا نمىشد . در شب يا روز چهلم نيز يك مجلس ختم مانند روز هفتم مىگرفتند و به همان ترتيب يك ختم " تره " و يا " خشكه " با همان آيين و رسوم و تشريفات قبلى برگزار مىكردند ، عصر روز قبل