جمال رضايى
507
بيرجندنامه ( فارسى )
از چهلم ( شب چهلم ) مردان و صبح روز چهلم زنان به قبرستان بر سر گور مرده مىرفتند و با خواندن فاتحهاى برايش طلب آمرزش مىكردند . در آن سالها نصب سنگ بر روى قبر مانند امروز زياد معمول نبود و اصلا در بيرجند نه سنگى كه براى اين منظور مناسب باشد وجود داشت و نه كسى بود كه روى سنگ را بنويسد تنها براى اشخاص خيلى معتبر كه براى آنها " مقبره " مىساختند - بويژه براى روحانيان بسيار بزرگ - چنين سنگ لوحى - متناسب شأن متوفّى - سفارش مىدادند كه در مشهد تهيّه كنند و آن را به بيرجند حمل و بر روى قبر نصب مىنمودند . روى قبرها ( صورت قبر ) را معمولا با آجر بهترتيب و سبكى خاصّ مىپوشاندند و اين عمل را معمولا در روز چهلم يا يكى دو روز پس از آن مىكردند . چند روز پس از برگزارى ختمها - بخصوص ختم چهلم - صاحبان عزا و " پرسهداران " براى سپاسگزارى به بازديد كسانى مىرفتند كه با آنها همدردى نموده و به تسليّت آنان آمده و در مراسم شركت نموده بودند . اين " بازديد " را زنان جداگانه و مردان جداگانه انجام مىدادند و آن را " پىپرسه pey porse " مىناميدند كه هنوز هم به همين اسم ناميده مىشود . " پىپرسه " را به ترتيب شأن و احترام و درجهء قرابت آنان پس مىدادند . در اين بازديدها نيز براى متوفّى حمد و سورهاى مىخواندند و پذيرايى با قهوه و چاى و بىشيرينى و تنقّلات برگزار مىشد تنها برخى قاووت قهوه ( سفوف ) به سوكواران مىدادند و بدين ترتيب حالت عزا را حفظ مىكردند . " پى پرسه " را " پىقدما [ ن ] pey qadamo [ n ] " نيز مىخواندند و مىخوانند . آخرين ختمى كه مىگرفتند در سالروز مرگ متوفّى بود . نوع و چگونگى اين ختم بستگى به استطاعت خانوادهء او داشت آنان كه توانايى بيشترى داشتند يك ختم " تره " و كم بضاعتترها يك ختم " خشكه " ( به همان ترتيب و شيوهء هفتم و چهلم ) برگزار مىكردند و با اين برنامه مراسم " سيق " و " پرسه " را به تمام معنى كلمه ختم مىكردند . لازم به يادآورى است كه بستگان درجهء اوّل متوفّى از نخستين ساعات مرگ او و بستگان ديگر پس از آگاهى از اين امر " سياهپوش " مىشدند ، برخى چند يا چندين روز و بعضى تا يكسال جامهء سياه مىپوشيدند و حالت " سيق " را نگه مىداشتند . در اين مورد زنان و دختران از مردان و پسران مقيّدتر بودند . رسم چنين بود كه در پايان ختم يا مراسم شب هفت يكى از افراد بزرگ خانوادهء متوفّى از خويشان و آشنايانى كه لباس سياه پوشيده بودند - با تشكر و سپاس - خواهش مىكرد جامهء سياه را از تن درآورند و برخى چنين مىكردند . اين خواهش در پايان ختم چهلم نيز تكرار مىشد و بسيارى در اين هنگام تغيير لباس مىدادند و تنها افراد خانواده و بستگان درجهء اوّل متوفّى سياهپوش مىماندند و حالت عزا را تا سر سال مرگ او - و اگر تا نوروز فاصلهء زيادى بود تا عيد نوروز - حفظ مىكردند و در يكى از اين دو هنگام رنگ جامهء