جمال رضايى

493

بيرجندنامه ( فارسى )

7 - قرآن‌خوانى : هر مسلمان كه بتواند قرآن را بخواند خود را مكلّف مىداند كه در ماه مبارك رمضان هر روز يك جزء از قرآن را بخواند تا در سى روز ماه سى جزء قرآن را خوانده و يك دور قرآن را ختم كند ( در ماه‌هاى بيست و نه روزه در روز بيست و نهم دو جزء پايانى قرآن را مىخوانند ) . در زمان مورد پژوهش ما نيز اين رسم معمول بود . بسيارى از مردم اين عمل مستحب موكّد را در خانه‌هاى خود انجام مىدادند ولى برخى - شايد بسيارى - ترجيح مىدادند كه در اين ماه قرآن را به " دوره " بخوانند از اينرو كسانى كه باهم نزديكتر يا آشناتر بودند از روز اوّل اين ماه هر روز در ساعتى معيّن در خانه‌اى يا مسجدى گرد مىآمدند و قرآن مىخواندند بدينسان كه هر نفر چند يا چندين آيه را بلند مىخواند و ديگران آن آيات را زير لب ادا مىكردند و ترتيبى مىدادند كه همه در خواندن قرآن شركت كنند و هر نفر چند آيه بخواند تا جزء قرآن تمام خوانده شود . گرچه مردها هم‌چنين برنامه‌هايى داشتند و دسته‌دسته در مساجد گرد مىآمدند و به ترتيبى كه گفته شد هر روز جزئى از قرآن را مىخواندند ولى زنان و دختران به اين رسم دلبستگى بيشترى داشتند . دختران جوان معتقد بودند كه در اين " دوره " خواندن سوره‌هاى " يس " و " الرّحمن " به هركس برسد آرزوى او در همان سال برآورده مىشود ، از اينرو در هنگام نشستن حساب مىكردند كه كجا بنشينند تا خواندن يكى از اين دو سوره به آنان برسد و بسيار اتّفاق مىافتاد كه بين دختران " دم بخت " بر سر جاى نشستن مشاجره و ستيزه درمىگرفت . در روز پايان رمضان قرآن را " ختم " مىكردند . در آن روز پس از آن‌كه آخرين جزء قرآن خوانده مىشد دعاهاى مربوط به ختم قرآن را مىخواندند و مقدارى شيرينى و نقل - بويژه خرما - ميان حاضران به تبرّكى " بخش " مىكردند . اين شيرينىها را شركت‌كنندگان در آن روز با خود مىآوردند و ميزبان هم مقدار و انواعى تهيّه مىكرد معمولا كسى كه خواندن آخرين سورهء قرآن به او مىرسيد و بالاخص كسانى كه خواندن سوره‌هاى " يس " و " الرحمن " و يا " قل هو اللّه " به آنان رسيده بود در تهيّه و تقسيم شيرينى بر ديگران پيشى مىجستند . اين رسم با همان ويژگىهاى گذشته مرسوم است و بدان عمل مىشود . 8 - كفچلزى : واژهء " كفچلز " يا " كفچه‌ليز " در فارسى به معنى " كفگير " و چمچهء بزرگ سوراخ‌دار است و " كفچلزى " منسوب به آن مىباشد . اين واژه در گويش بيرجند " كفچلز kafcelez " و كمچلز kamcelez " تلفّظ مىشود و در نصاب صبوحى نيز به‌صورت كمچلز آمده است « 1 » . جزء نخست اين واژه يعنى « كفچه » كه در گويش بيرجند « كبچه » و « كمچه » نيز تلفّظ مىشود معنى

--> ( 1 ) . كَمچِلِز كفگير باشد اشكَمى باشد اكول * شينَمَالى زير دستمالى تَوَر باشد تبر . « نصاب صبوحى » . بيت 89 .