جمال رضايى
477
بيرجندنامه ( فارسى )
روشن نمىكردند و با افروختن چند شمع روشنى كمى به مجلس مىدادند . دستههاى عزادار علم و كتل برنمىداشتند و زنجير و سينه نمىزدند بلكه با صفوفى نسبتا منظّم به مجلس مىآمدند ، با گريبانهاى باز و با سكوت و متانت ، مهموم و مغموم حركت مىكردند و هرچند نفر گلهگله مىنشستند و بيتى حزين مىخواندند و برمىخاستند و چند قدم جلوتر اين عمل را تكرار مىكردند و از مجلس خارج مىشدند و به مجلسى ديگر مىرفتند و همين برنامه را اجرا مىكردند . مردمى هم كه در اين مجالس شركت مىكردند سكوت و آرامش خود را حفظ مىكردند و غمزده و اندوهگين مىنشستند ، سرانجام روضهاى خوانده مىشد كه بيشتر به وقايع آن شب و سرنوشت اعضاء خاندان حضرت امام حسين ( ع ) مربوط بود . اين رسم در همه حسينيّهها كمابيش اعمال مىشد ولى مجلسى كه بسيارى از مردم و بخصوص دستههاى عزادارى در آن شركت مىكردند در حسينيّهء هادوى ( منزل مسكونى مرحوم آيت اللّه حاج شيخ محمّد هادى هادوى ) مجتهد بزرگ شهر بود و مردم و دستهها با اين عمل نسبت به آن مرحوم اداى احترام مىنمودند . يك رسم هم در ميان طبقهء نسوان مرسوم بود كه مردان در آن شركتى نداشتند و آن رفتن به « پاى هفت منبر » بود . غروب روز تاسوعا و سر شب عاشورا عدّهاى از زنان و دختران به راه مىافتادند و به هفت حسينيّه ، تكيه ، مسجد و . . . مىرفتند و منبرها را زيارت مىكردند . اينان مقدارى شيرينى ، نقل ، خرما و . . . و تعدادى شمع برمىداشتند و به هر منبر كه مىرسيدند اوّل آن را مىبوسيدند و بعد شمع روشن مىكردند و روى يكى از پلّههاى منبر مىگذاشتند . تعداد شمعهايى كه برمىافروختند متفاوت بود ، برخى تنها يك شمع روشن مىكردند و بعضى به تعداد اعضاء خانواده خود شمع برمىافروختند و آرزوهاى خود را بر خاطر مىگذراندند و از « صاحب منبر » تقاضاى اجابت آنها را داشتند ، آنگاه مقدارى از شيرينىهايى را كه داشتند روى يكى از پلّههاى منبر مىگذاشتند و به پاى منبر ديگرى مىرفتند و بدينترتيب « هفت منبر » را زيارت مىكردند و در بين راه بخصوص در مقابل درهاى حسينيّهها و مساجد مقدارى از شيرينىهايى را كه باقى مانده بود ميان بينوايان « بخش » مىكردند و به خانه برمىگشتند . « 1 » بجز مراسم و مجالسى كه بشرح از آنها ياد كرديم بانوان هم مجالسى ويژهء خود داشتند و روضهخوانى مىكردند . در اين مجالس تنها زنان و دختران حقّ حضور داشتند و روضهخوانها هم معمولا زن بودند ، در اين اواخر گاهى برخى روضهخوانهاى مرد سالخورده براى خواندن روضه به اين مجالس دعوت مىشدند . مجالس زنانه بسيار گرم و پرشور بود و علاوهبر
--> ( 1 ) . اين رسم در شهرها و نقاط ديگر ايران نيز معمول بود ولى تعداد منبرهايى كه زيارت مىكردند متفاوت بود و گاهى تا چهل منبر مىرسيد .