جمال رضايى
458
بيرجندنامه ( فارسى )
همانست كه امروزه به تبع و تقليد فرنگيان به آن « پيكنيك pique - nique » مىگويند . به « ميله » رفتن و « ميله » كردن يكى از بهترين و سالمترين برنامههاى جوانان آن روز بيرجند بود كه به صورت دستجمعى اجرا مىشد . بدينسان كه چند تن از دوستان و يا اعضاء خانوادهها هركدام غذايى تدارك مىديدند و در « دستارخوانى » مىبستند و برمىداشتند و به اتّفاق به قصد « ميله » به يكى از « كلاته » ها و روستاهاى نزديك شهر مىرفتند و در باغى يا باغچهاى و يا كنار جويى و سايهء درختى و . . . بساط خود را مىگستردند و به « گپزدن » و شوخى كردن و آواز خواندن و رقص و پايكوبى و . . . و اجراى برنامههاى شاد مىپرداختند و يا در زمينهاى مجاور به بازى و جستوخيز و . . . سرگرم مىشدند و گاه تنقّلى مىكردند . هنگام صرف ناهار هركسى « دستارخوان » خود را باز مىكرد و بىريا و تعارف در ميان مىنهاد و در نتيجه سفرهاى متنوّع و رنگين چيده مىشد كه همگان از آن استفاده مىكردند . پس از ناهار و استراحتى كوتاه دوباره به برنامههاى نشاطآور روى مىآوردند و تا عصر به شادى و خوشى مىگذراندند . براى جوانان بيرجند آن زمان كه هيچ تفرّجگاه و تفريحگاه مخصوصى نداشتند « ميله » بهترين و پرنشاطترين سرگرمى بود كه معمولا در بهار و تابستان اجرا مىشد . در روز سيزده نوروز « ميله » خواستاران زيادى داشت و بسيارى از مردم و خانوادهها - بويژه جوانان - به ميله مىرفتند و روز را به شادى مىگذراندند . بهترين جاها براى « ميله » كلاتهها و روستاهاى نزديك شهر - بويژه كوهپايههاى كوه « باغران » - بود . روستاييان و ساكنان اين كلاتهها خانهها ، باغها ، باغچههاى خود را براى استفادهء شهرنشينان آماده مىكردند و آنها را در برابر انعامى كه مىگرفتند در اختيار « ميله » كنندگان مىگذاردند . كلاتههايى كه مردم براى « ميله » به آنها مىرفتند عبارت بودند از : ايوان كيف ، اميرآباد ، بند دره ، بند عمرشاه ، بيدخت ، چار ( بالا و پايين ) ، چهارده ( بالا و پايين ) ، چهكند ، زيروچ ، سراب ، شوكتآباد ، عشقآباد ، كلاتهء نايب ، كلاتهء بابا ، كلاته على قاينى ، كلاتهء محمد رضا ، كلاته قنادها ، نوبهار و . . . « ميله » روز سيزده نوروز از اوقات ديگر ممتاز بود . هم تنقّلات و سيورسات و غذاهايى كه همراه مىبردند متنوّعتر و بيشتر بود و هم برنامههاى تفريحى و سرگرمكننده بيشترى داشت . تعداد « ميله » كنندگان در اين روز بسيار زياد بود بطورى كه ممكن بود در يك « كلاته » چند يا چندين گروه « ميله » مىكردند و گاه دستهها و گروههاى « ميلهكننده » در برنامههاى تفريحى با هم شركت مىكردند . بندرت اتفاق مىافتاد كه بين دو يا چند دسته بر سر موضوعى اختلاف پيش مىآمد و كار به منازعه و حتّى زد و خورد مىكشيد كه معمولا با مداخله بزرگترها فيصله مىيافت و آن را به حساب « نحوست » سيزده مىگذاردند .