جمال رضايى

429

بيرجندنامه ( فارسى )

تا مىزدند و به صورت يك نوار يا بند ( به عرض 2 تا 3 سانتىمتر ) در مىآوردند و روى چارقد بر گرداگرد سر مىبستند تا چارقد از سرشان نيفتد . « دستمال » چند نوع بود : 1 - 10 - دسمال خياته dasmale xayate ( دستمال خياطه ) : « خياطه » در زبان عربى به معنى نخ ، رشته و آنچه بدآن دوزندگى كنند مىباشد ولى در گويش بيرجند به نوعى نخ و پارچه ابريشمى معمولى اطلاق مىشد و مىشود . « دسمال خياته » جزء سربندهاى خوب به‌شمار مىآمد « 1 » . 2 - 10 - دسمال كلاقى dasmale kalaqi ( دستمال كلاغى ) : اين « دستمال » ابريشمى بود و از نوع ابريشم مرغوب و گران‌قيمت بافته مىشد و جزء دستمالهاى فاخر به‌شمار مىآمد . 3 - 10 - دسمال نخى dasmale naxi ( دستمال نخى ) : اين نوع دستمال از نخ باريك پنبه‌اى بافته مىشد و لطيف و نازك بود و بيشتر زنان روستاييان و كشاورزان و كارگران از آن استفاده مىكردند . يادداشت - رنگ همه انواع اين دستمال‌ها سياه بود و همه حاشيه‌اى رنگى و منقّش داشتند . برخى زنان و دختران روستايى - بويژه كولىها - سكه‌هاى نقره از آن مىآويختند . 11 - دلاق delaq ( دولاق / دولاغ - چاقچور ) : به چاقچور در بيرجند « دلاق » مىگفتند كه تلفّظ گويشى واژه « دولاق » / « دولاغ » است دولاغ ( دولاق ) را فرهنگ‌نويسان مركب از « دو » و « لاغ / لاق » به معنى « شاخه ، شقّه » دانسته‌اند . « دولاغ » نوعى پاپوش زنانه بود كه به پا مىكردند و مانند جوراب جايى براى پنجه پا داشت ولى ساقها و رانهاى آن گشاد بود و بر روى هم پوشاكى بود كه از جوراب و شلوار گرفته شده بود . اين پوشاك را معمولا از دبيت سياه و گاهى از پارچه‌هاى بهتر و قيمتى سياه ، سبز ، قناويز و . . . مىدوختند و آن را بيشتر در مواقعى به پا مىكردند كه چادر عبايى به سر مىنمودند . دولاق و چادر جدايىناپذير بودند و به جمع آن دو « چادر دولاغ » ( چادر دلاق cader delaq ) مىگفتند ، همان كه در فارسى « چادر چاقچور » ناميده مىشد .

--> ( 1 ) . همه دخترن كلاته hame doxtaron kelate : همه دختران كلاته . همه دسمال خياته hame dasmal xeyate : همه دستمال خياطه .