جمال رضايى

430

بيرجندنامه ( فارسى )

12 - روبن [ د ] ruban [ d ] ( روبند / روبنده / روبندك ) : « روبند » را از پارچه نازك يا تورى تهيه مىكردند و آن را جلوى صورت مىآويختند و در مقابل چشمها شبكه‌هايى در آن ايجاد مىكردند كه از آنها مىتوانستند پيش پاى خود را ببينند . 13 - زر جامه [ ن ] zer jome [ n ] ( زيرجامه ) : « زيرپيراهنى » را در بيرجند « زيرجامه » ( زرجامه [ ن ] ) مىناميدند و آن پيراهن نازك بىآستين و يقه‌گشادى بود كه مانند « عرق‌گير » در زير پيراهن پوشيده مىشد . 14 - زر چرقتى zer carqati ( زيرچارقدى ) : « زيرچارقدى » دستمال مانند كوچك و نازكى بود كه زنان جوان در زير چارقد بر سر مىانداختند . زنان مسنّ و سالخورده به جاى آن از « عرقچين » استفاده مىكردند . 15 - شلوار salvar ( شلوار ) : « شلوار » به « شليته » اى كوتاه ( تا بالاى زانو ) و چين‌دار ( مانند پليسه ) گفته مىشد كه آن را روى « تاماتنگ » مىپوشيدند و پيراهن را روى آن مىانداختند و آن را از پارچه‌هاى نازك و الوان و گاه قيمتى تهيه مىكردند . « شلوار » را بيشتر دختران و زنان جوان و طبقات متعيّن - بويژه در جشن‌ها و مهمانىها - مىپوشيدند . « شلوار » هنگام رقص مثل چترى باز مىشد و جلوه‌اى خاص داشت . 16 - شليتّه salitte ( شليته ) : « شليتّه » به شلوارى بلند ( تا مچ پا ) و پرچين و گشاد گفته مىشد . به اين پوشاك كه گاه تا مچ را مىپوشاند « شلوار » هم مىگفتند . زير شليته شلوار ( تنبان ) نمىپوشيدند . « شليته » را بيشتر روستاييان و كارگران و نوع فاخر آن را زنان سالخورده اعيان و اشراف و طبقات متوسّط به پا مىكردند . 17 - قديفه qadife ( قطيفه ) : « قديفه » پارچه‌اى مستطيل شكل بود كه گاه به جاى چادر آن را به سر مىانداختند ( بويژه روستاييان ) و از نوع پنبه‌اى و سفيد آن به جاى حوله براى خشك‌كردن بدن در حمّام استفاده مىنمودند . « قديفه » انواعى داشت از جمله پنبه‌اى و ابريشمى و نوع پنبه‌اى آن خود دوگونه بود : يا از پنبه سفيد بافته مىشد كه به آن « قديفى كرباسى » مىگفتند و يا از « پنبهء ملّه » ( ملّه / سرخ )