جمال رضايى

380

بيرجندنامه ( فارسى )

4 - 1 - 2 - آش رشته ( - رشته reste ) : آش رشته معروفترين آش ايرانى است كه در سراسر ايران‌زمين مانند يك غذاى ملّى شناخته بوده و پخته مىشده و امروزه هم پخته مىشود و به‌علّت شهرت فراوانى كه دارد نيازى به درازى سخن دربارهء آن نيست . چاشنى اين آش در بيرجند « قروت » است كه آن را در داخل آش مىپزند و گاهى به‌جاى « قروت » از « آب انار » استفاده مىكنند . مقدار نسبتا زيادى بنشن ( عدس ، لوبيا ، نخود . . . » را آب‌پز مىكنند مقدارى را در داخل ديگ آش مىريزند و مقدارى را با گوشت چرخ‌كردهء گلوله‌شده ( كلّه گنجشكى ) در پيازداغ تفت مىدهند و نعناداغ هم تهيّه مىنمايند و هنگامى كه آش را مىكشند آنها را روى ظرف آش مىريزند . به اين دانه‌هاى تفت‌داده شده « سر » يا « سر آش ( سر آش sor as ) مىگويند . 5 - 1 - 2 - آش بلغور ( - قلور qolur ) : واژهء بلغور فارسى در گويش بيرجند « قلور qolur » فراگو مىشود و « آش بلغور » را « قلور » مىنامند . اين آش را از بلغور گندم مىپزند و دانه‌هايى مانند نخود ، عدس ، لوبيا ، ماش و . . . و مقدارى گوشت ( به‌ويژه گوشت پرچربى ) و روغن و سير و نمك بر آن مىافزايند و گاهى « كلّهء » گوسفند نيز در ديگ « قلور » مىاندازند كه در اين صورت به آن « كلّه‌قلور » مىگويند . « قلور » را هم به‌عنوان يك غذا در خانه براى مصرف شخصى مىپزند و هم به‌صورت نذرى و براى اطعام ديگران به‌ويژه مستمندان . اين آش نيز اختصاص به بيرجند ندارد و در بسيارى از نقاط ايران مخصوصا در شهرهاى خراسان پختن آن معمول است و نوع نذرى آن تشريفاتى دارد . 2 - 2 - آش‌هاى برنجى : مادّهء اصلى اين آش‌ها برنج بود و هست كه آن را با آب و روغن و گاهى پياز مىپختند و معمولا يك مادّهء گياهى و يا يك مادّهء غذايى ديگر هم به آن مىافزودند . بدينجهت آش برنج انواعى پيدا مىكرد و هر نوع آن به‌نام همان مادّه‌اى كه بدان افزوده مىگشت خوانده مىشد . اين آش‌ها اختصاص به بيرجند يا زمان مورد پژوهش ما نداشت و در همه‌جاى ايران پختن آنها معمول بوده و امروزه هم معمول است مانند : 1 - 2 - 2 - آش آلو ( - االو alu ) : واژهء « آلو » در گويش بيرجند « االو alu » فراگو مىشود و اين آش را « آش االو » مىنامند . آلويى كه در اين آش مىريزند آلوى بخارايى است و گاه ممكن است به‌جاى آن از « آلوچه »