جمال رضايى
363
بيرجندنامه ( فارسى )
با نخى استوار مىبست ، آنگاه « چانهء » ( چانه cone ) خمير را كه « خميرگير » آماده كرده بود در ميان دو دست خود نازك مىكرد و آن را روى ساق دست چپش بر روى « آستين تنورى » مىانداخت و آويزان مىنمود و پايين آن را اندكى مىكشيد تا نازك و دراز مىشد سپس آن را روى « رفيده » يا « بالشتكى » كه به آن « تپّنك tappanak » مىگفتند پهن مىكرد و دستى به آن مىكشيد تا صاف و بىچروك مىشد سپس با آن بالشتك آن را به ديوارهء داغ تنور مىزد و مىچسباند . نان لواش به نسبت نوع خمير و درجهء حرارت تنور انواعى پيدا مىكرد : 1 - 1 - نان پتير / پتيرو ( نن پتير / پتيرو non patir / patiru ) : « پتير » يا « پتيرو » به نان لواشى گفته مىشد كه از خمير « ورنيامده » و ريع ( وى ) نكرده پخته مىشد . اين نوع نان هنگامى كه خشك مىشد سخت مىگرديد و جويدن آن اندكى دشوار بود . 2 - 1 - نان هرى ( نن هرى non hori ) : « هرى » به نان لواشى گفته مىشد كه در حرارت تند و زياد آتش تنور - هنگامى كه هنوز آتش اندكى شعله داشت - پخته مىشد . 3 - 1 - نان شاهى ( نن شاهى non sahi ) : « شاهى » به نان لواشى اطلاق مىگرديد كه از بهترين خمير « ورآمده » - ولى ترش نشده - و در مناسبترين درجهء حرارت تنور پخته مىشد . اين نوع نان بهترين نوع لواش بود و به همين جهت به آن نان « شاهى » مىگفتند . 4 - 1 - نان پستابى ( نن پستابى non pastabi ) : واژهء مركّب « پستابى » از سه جزء تركيب شده است : جزء نخست اين واژه « پس » ( مخفّف « پست » ) و جزء دوم آن « تاب » ( به معنى گرما ، حرارت ) و « ى » پايانى آن نشانهء نسبت است « 1 » . « پستابى » به نان لواشى گفته مىشد كه در حرارت و گرماى « پست » و كم تنور پخته مىشد . اين نان از نانهاى خوب بود و هست و مدّت نسبتا مديدى - بىآنكه كپك بزند يا طعم آن دگرگون شود - قابل نگهدارى بود .
--> ( 1 ) . در تركيب « پست » و « تاب » ( پست + تاب ) « ت » از پايان واژهء « پست » افتاده است . در اين تركيب يك « حذف » صورت گرفته است .