جمال رضايى
364
بيرجندنامه ( فارسى )
5 - 1 - نان تهتنورى ( نن تاتنورى non ta tanuri ) : « تهتنورى » به نانى اطلاق مىشد كه در اواخر پخت - هنگامى كه آتش تنور گرماى زيادى نداشت - پخته مىشد و پس از پختن اين نوع نان كه اندكى از انواع ديگر لواش كلفتتر بود پخت يك « تنور » تمام مىشد و تنور را دوباره داغ مىكردند « 1 » و براى پخت بعد آماده مىنمودند . 6 - 1 - نان دو آتشه ( نن دااتشه non do atese ) : هنگامى كه آتش تنور فرو مىنشست و روى آن را خاكستر مىگرفت ولى هنوز گرما از آن برمىخاست تعدادى از نانهاى « پستابى » را به ديوارههاى تنور تكيه مىدادند تا خوب خشك شود يا تعدادى از آنها را روى سبدى تخت و بدون لبه كه به آن « تختك » مىگفتند مىچيدند و روى دهانهء تنور مىگذاشتند تا از گرمايى كه هنوز از تنور متصاعد مىشد خشك شود . اين نوع نان را كه بسيار مرغوب بود « دوآتشه » مىخواندند . 7 - 1 - نان خشكى [ ن ] ( نن خشكى [ ن ] non xoski [ n ] ) : « خشكى [ ن ] » به نوعى لواش تشريفاتى اطلاق مىگرديد كه خمير آن را با اندكى روغن و شير ( يا هردو ) و زعفران مىآميختند و ورز مىدادند . از اين نان كه بسيار لذيذ و نرم بود بيشتر براى صبحانه و يا افطار ماه مبارك رمضان و در مهمانىها استفاده مىكردند . 2 - نان كوله ( نن كوله non kule ) : « كوله » كه به آن « كلوچّه kolucce » و يا « كليچّه kolicce » هم مىگفتند نوعى نان گرد كلفت و كوچكى بود كه براى آزمايش خمير و گرماى تنور پيش از شروع پخت به ديوارهء تنور مىزدند و مىپختند . اين نوع نان كه جنبهء آزمايشى داشت براى تنقّل و تفنّن به بچّهها داده مىشد . 3 - نان تهتغارى ( نن تاتقارى non ta taqari ) : « نانوا » ها خميرهايى را كه به ديوارههاى تغارهاى خميرگرى و ته آنها مىچسبيد با « تغار تراش » ( تقار تراش taqar teras ) مىتراشيدند و آنها را به شكل « كماج » گرد و كلفت در مىآوردند و در ته تنور - نزديك به كف آن - آن را به ديوارهء تنور مىچسباندند يا تكيه مىدادند و مىگذاشتند خوب « مغزپخت » شود . اين نان را نانوا براى خودش درست مىكرد و
--> ( 1 ) . ريختن هيزم يا بته را در تنور براى داغ كردن آن « شاخ كردن » مىگفتند . شايد بدان جهت كه آنچه در تنور مىريختند « شاخ » يا « شاخه » درخت و كنده بود .