جمال رضايى

355

بيرجندنامه ( فارسى )

فصل سه ختنه در روزگار مورد سخن ما در بيرجند زايشگاه يا بيمارستانى نبود كه پسران را بلافاصله پس از توّلد « ختنه » كنند و پزشك جرّاحى هم وجود نداشت كه اين كار را در مطبّ خود يا در درمانگاهى انجام دهد و ناگزير اجراى اين « سنّت » دينى به سال‌هاى بعد موكول مىگشت و معمولا اين عمل را در حدود پنج تا ده سالگى - يا اندكى پيش و پس از آن - انجام مىدادند و به گفتهء خودشان آنان را « مىانداختند » و « دست حلال » مىكردند . رسم و اعتقاد مردم اين بود كه شمار ختنه‌شوندگان بايد جفت ( زوج ) باشد و اگر تعداد پسران خانواده‌اى فرد بود و يا تنها يك پسر داشتند يك پسربچّهء بىبضاعت يا كم‌بضاعت را با موافقت خانواده‌اش به خانهء خويش مىآوردند و او را نيز با فرزند يا فرزندان خود ختنه مىكردند و هرچه براى پسر يا پسران خود تهيّه مىديدند براى او هم آماده مىكردند تا هم « ثوابى » كرده باشند و هم فرزندشان تنها نباشد و هم آن پسر احساس بيگانگى و تنگدلى نكند . « ختنه » را دلّاك‌ها انجام مىدادند . معمول اين بود كه ابتدا دلّاكى را انتخاب مىكردند و وقت عمل را تعيين مىنمودند . براى پسر يا پسران جامه‌هاى نو تدارك مىديدند و « سيورسات » لازم را فراهم مىآوردند . در روز موعود مردان و جوانان خانواده - گاهى با مطرب و دهلى - سازنده كه مشغول نواختن مىشدند - پسران را بر روى دوش به حمّام مىبردند و دلّاك شخصا آنان را مىشست . از حمّام كه بيرون مىآمدند لباس‌هاى نو را به آنان مىپوشاندند و به همان ترتيب كه آنها را برده بودند برمىگرداندند . دلّاك ابتدا ابزارهاى كار خود را آماده مىكرد كه عبارت بود از يك تيغ سلمانى ( دلّاكى ) ، يك ماسوره يا نى كوچك و مقدارى پنبهء نيم‌سوخته كه هنوز آتش داشت و داغ بود ؛ سپس پسران را يكىيكى به پشت مىخوابانيد و شلوار هركدام را كه مىخواست ختنه كند با ملايمت از پايش درمىآورد و او را