جمال رضايى
348
بيرجندنامه ( فارسى )
فصل دو باردارى - زايمان و نوزاد - عقيقه دختر جوانى كه تازه ازدواج مىكرد آرزو داشت كه هرچه زودتر « باردار » شود و تا نخستين نشانههاى آبستنى را در خود احساس مىنمود بسيار خوشحال مىشد زيرا درمىيافت كه شوهرش سترون و خودش نازا نيستند و اجاقشان « كور » نخواهد ماند . او بىدرنگ همسر و مادرش را آگاه مىكرد و مادرش او را راهنمايى مىنمود و دستورهايى به وى مىداد كه در دورهء باردارى چه بكند و چه نكند يا چه بخورد و چه نخورد و . . . تا مشكلى برايش پيش نيايد و فرزندش طبيعى و سالم به دنيا آيد . زن از هنگامى كه آبستن مىشود تا آنگاه كه « فارغ » مىگردد و خود او مرحلهء زايمان و نوزادش دورهء آغازين مرحلهء تولّد را سپرى مىكنند و از خطر مىجهند مراحلى را مىگذراند . اين مراحل در مورد زن جوانى كه نخستينبار حامله مىشود حسّاستر است و مراقبتهاى بيشترى را ايجاب مىكند . در اين فصل اعمال و رسومى كه در هريك از اين مراحل در بيرجند آن زمان معمول و مرسوم بود زير سه عنوان بازگو مىشود : 1 - 2 - باردارى : زمان و دورهء باردارى از هنگام آبستن شدن تا تولّد نوزاد طول مىكشد . زن در اين مدّت گرچه به ظاهر تندرست مىنمايد ولى به مثابهء بيمارى است كه به مراقبت بسيار و يارى ديگران نيازمند است . در آن زمان در بيرجند پزشك متخصّص زنان و زايمان نبود و زن باردار ناگزير زير نظر مادرش يا يكى از زنان مجرّب و آزمودهء خانواده و نيز قابلهء محل كه او را « دايه » ( دايه daye ) مىگفتند قرار مىگرفت و به دستورهاى آنان عمل مىكرد . يكى از عوارضى كه در برخى از زنان باردار پديد مىآيد « ويار » است كه در بيرجند به آن