جمال رضايى

342

بيرجندنامه ( فارسى )

اتاق عقد تنها مىگذاشتند و آن دو پس از تعارفات معمول مقدارى از عسل و نان و پنير و سبزى و گاهى از تخم‌مرغ‌هاى آب‌پز روى سفرهء عقد به شيرين‌كامى و تبرّكى و ميمنت به‌هم تعارف مىكردند و مىخوردند و پس از آن داماد به خانهء خود باز مىگشت . امّا در خانهء عروس ، پس از آن‌كه عاقد رضايت عروس و « بله » ى او را مىگرفت و برمىگشت ، زنان به هلهله و شادى كردن و اجراى برنامه‌هاى شاد مىپرداختند و خاكه‌قندى را كه روى پارچهء سر عروس ريخته شده بود جمع مىكردند تا از آن براى عروس و داماد شيرينى درست كنند آنگاه آن پارچه را روى سر يكى از دختران « دم بخت » مىتكاندند كه بختش باز شود . شب پس از عقد به « شب سلام » ( شوّ سلام sow salam ) معروف بود . در اين شب داماد همراه نزديكان خود براى ديدار عروس به خانهء او مىرفت و روى يك « تخت » كه از پيش آماده كرده بودند مىنشست . « تخت » عبارت بود از يك مخدّه كه آن را پاى ديوار اتاقى روى زمين مىگذاشتند و يك مخدّهء ديگر در پشت آن مىنهادند و به ديوار تكيه مىدادند و دو بالش دراز لوله‌اى در دو طرف مخدّه روى زمين قرار مىدادند و در حقيقت يك « چهار بالش » براى عروس و داماد درست مىكردند . اين « تخت » را از پيش آماده مىكردند و روى آن پارچه‌اى زينتى مىكشيدند و عروس را روى آن مىنشاندند و داماد كه وارد مىشد در كنار عروس روى همان تخت مىنشست . در برخى از خانه‌هاى اعيان و توانگران به‌جاى اين نوع « تخت » از يك « كاناپهء مبلى » كه روى آن پارچه‌اى زينتى مىكشيدند استفاده مىكردند و عروس و داماد را روى آن مىنشاندند . عروس وقتى كه روى تخت مىنشست يك پارچهء تورى نازك فاخر روى سر و صورتش مىانداختند . وقتى كه داماد پهلوى عروس مىنشست آن پارچه را از روى عروس بالا مىزد تا چهره‌اش آشكار شود آنگاه هديّه‌اى به نام « روتختى » يا « رونمايى » به او مىداد . در اين هنگام پسر بچّهء خردسالى را روى زانوان يا در دامان عروس مىگذاشتند بدان اميد كه نخستين فرزندش پسر باشد . سبب نامگذارى اين شب به « شب سلام » اين بود كه در اين شب براى نخستين‌بار عروس به داماد « سلام » مىكرد و اين آغاز گفتگوى آن دو بود . بعد از « شب سلام » خانوادهء عروس با خواربار و هدايايى كه داماد در « شب باركشان » به خانهء آنان فرستاده بود شام مفصّلى تدارك مىديدند و افراد دو خانوادهء عروس و داماد و دوستان و نزديكشان را به شام دعوت مىنمودند . افزون بر اين « سور » و مهمانى - چند روز پس از عقد - خانوادهء عروس براى پاسخ دادن به « باركشان » و هداياى داماد هدايايى براى خود داماد و برخى از بستگان نزديكش به خانهء پدر داماد مىفرستادند . اين هدايا بيشتر لباس بود و به آن « دست‌جامه » ( دس‌جامه das jome ) مىگفتند . خويشان و نزديكان عروس و داماد هم