جمال رضايى
337
بيرجندنامه ( فارسى )
دختر با احترام آنان را مىپذيرفت و براى آنكه دختر را ببينند به او دستور مىداد براى مهمانان چاى بياورد و از آنان پذيرايى كند . دختر كه از پيش موضوع را مىدانست با ظاهرى آراسته و با رعايت ادب و متانت و با خوشرويى آميخته با شرم از مهمانان با چاى و شيرينى پذيرايى مىنمود و بدين ترتيب معارفهگونهاى بهعمل مىآمد . هنگام خداحافظى مادر پسر يا يكى از همراهانش بهعنوان اظهار محبّت و نوازش دستى به سر و روى و بازوان و بدن دختر مىكشيد و او را مىبوسيد و قصد او از اين كار تنها اظهار لطف و مهر نبود بلكه مىخواست بفهمد كه احيانا موى سر دختر كم يا مصنوعى نباشد و يا اندامهاى او چگونه است و دهان او « بو » كه نمىدهد و . . . در اين جلسهء ديدار و شناسايى ( معارفه ) معمولا دو طرف سؤالاتى راجع به دختر و پسر و ويژگىها و امكانات و مقدورات آن دو مىنمودند و از وضع آن دو آگاه مىشدند . اين ديدار ممكن بود يك يا چندبار ديگر تجديد شود و اگر خانوادهء دختر به اين امر راضى مىشدند و پسر را « قبول » مىكردند به مادر او پيغام مىدادند كه : « استخاره كرديم ، راه داد ، خوب آمد » و اگر او را نمىپسنديدند پيغامى از لونى ديگر مىدادند بدين مضمون كه : « استخاره راه نداد » و . . . و با اين سخن پاسخ « ردّ » به پسر مىدادند . اگر نتيجه مثبت بود وقتى براى « گفتگو » « 1 » تعيين مىنمودند و پدران و مادران و بزرگان خانوادههاى پسر و دختر در خانهء پدر او گرد مىآمدند و دربارهء همه مسايل مانند مهريّه « 2 » ، وقت عقد ، چگونگى برگزارى مراسم عقد و تهيّه و تدارك وسايل و لوازم و . . . مذاكره مىنمودند . گاهى « گفتگو » در همان جلسهء نخست به نتيجه و اتّخاذ تصميم قطعى منجر نمىشد و جلسهء مذاكره چند يا چندين بار تجديد و تكرار مىگشت تا سرانجام تصميم قطعى اتّخاذ مىگرديد و براى اجراى امر دست بهكار مىشدند . پس از موافقت دو خانواده ، خانوادهء پسر براى خانوادهء دختر هدايايى مىفرستادند كه بيشتر آنها خاصّ دختر بود . هديّهاى كه براى دختر مىفرستادند - مقدّم بر هرچيز - يك جفت كفش بود كه در هر لنگهء آن يك شاخه نبات مىگذاشتند و در حدّ توانايى خود و شأن خانوادهء دختر و خود او هداياى ديگرى مانند انگشتر يا پارچه و يا چيزهاى ديگر و مقدارى شيرينى نيز به آن ضميمه مىكردند و بدين ترتيب عملا دختر را براى پسرشان « نامزد » يا به گفته ما بيرجندىها « در نشانى » ( دنشانى danesoni ) مىكردند . اين هديّه يا « نشانى » حكم حلقهء
--> ( 1 ) . « بلهبران » را در گويش بيرجند « گفتگو » مىگويند . ( 2 ) . مهريّه را در بيرجند « مهر » ( مار mar ) مىگويند . معمولا مبلغ « مهر » را با پول رايج تعيين مىنمودند امّا كمتر خود پول را بهعنوان مهريّه قبول مىكردند و براى آنكه پشتوانهاى داشته باشد و تورّم پول نيز باعث كمارزش شدن آن نشود چيزهاى مختلفى تعيين و تقويم مىكردند و در « مهرنامه » مىنوشتند مانند ملك ، خانه ، دكّان ، طلا ، نقره ، جواهرات ، مس ، فرش ، شتر ، گوسفند . . . و در هنگام عقد همه را در « عقدنامه » ذكر مىنمودند تا رسميّت پيدا كند و شرعى و قانونى باشد .