جمال رضايى
338
بيرجندنامه ( فارسى )
نامزدى امروز را داشت و چون نخستين هديّهء داماد به عروس - چنانكه ياد شد - يك جفت كفش بود بردن « كفش » و منضمّات آن را « كفشبران » ( كوّشبرا [ ن ] kows baro [ n ] ) مىگفتند كه با تشريفات و مراسمى در حدّ توانايى و شأن دو خانواده صورت مىگرفت و چند تن از زنان بزرگتر و نزديك خانوادهء پسر كفشها و هداياى ديگر را از خانهء پسر به خانهء دختر مىبردند . دخترى كه پسرى برايش « كفش » فرستاده بود « در كفش » ( دكوّش da kows ) آن پسر و رسما نامزد او بود . از اين موقع به بعد پسر اجازه داشت گاهى به خانهء دختر برود و هروقت مىرفت « دست خالى » نمىرفت و يا قبلا چيزى مانند قند ، چاى ، برنج ، روغن ، پارچه ، لباس ، ميوه و . . . به خانهء دختر مىفرستاد و به اصطلاح « خدمت » مىكرد . فاصلهء زمانى بين نامزدى و عقد ممكن بود كوتاه يا بلند باشد و آن بستگى به آمادگى دو خانواده - بهخصوص خانوادهء دختر - براى اجراى مراسم عقد داشت . گاهى هم ممكن بود خانوادهء دختر اجراى مراسم عقد را عمدا عقب بيندازند تا پسر را بيشتر بيازمايند و رفتار او را ببينند و در تصميم خود راسختر شوند و اگر احيانا پشيمان مىشدند بهانهاى مىگرفتند و « كفشها » و هداياى پسر ( نشانى ) را پس مىفرستادند كه برخى اوقات منجر به پيدا شدن كدورتهاى بزرگ مىگشت . 2 - 1 - عقد : پس از نامزدى هنگامى كه دو خانوادهء دختر و پسر براى اجراى مراسم عقد آماده مىشدند براى تعيين وقت عقد به اصطلاح « ساعت » مىديدند تا وقتى سعد و باشگون را انتخاب كنند . اين وقت بيشتر در ايّام عيدهاى دينى و جشنهاى مذهبى و در شبها و روزهايى كه به نحوى و به نوعى « ميمنت » و « فرخندگى » دارد انتخاب مىشد تا از بركات آن اوقات برخوردار شوند و شادى آنان مضاعف و دوگانه باشد . شب پيش از شب عقد مراسمى به نام « باركشان » ( باركشا [ ن ] bar kaso [ n ] ) صورت مىگرفت . « باركشان » عبارت بود از بردن و كشيدن و حمل لوازم و كالاهايى كه در شب عقد و پس از آن مورد نياز بود . اين محموله كه مقدار و نوع و تشريفات حمل آن بستگى به شأن و امكانات دو خانواده داشت از خانهء پسر ( كه ديگر نام « داماد » براى او بهكار مىرفت ) به خانهء دختر ( عروس ) برده مىشد ، بدين ترتيب : پيشاپيش كسانى كه بارها را حمل مىكردند يك جوان برومند با ظاهرى آراسته دو كوزهء دستهدار ( سبو ) پر از آب شيرين به نشانهء « روشنى » و « طراوت » حمل مىنمود ( در طول راه نبايد اين كوزهها به زمين گذاشته مىشد ) ، پس از او سه پسربچّه يا نوجوان بهترتيب يك جلد كلام اللّه مجيد ، يك گلدان گل يا يك دستهگل و يك ظرف