جمال رضايى

326

بيرجندنامه ( فارسى )

2 - نوانخانه : يكى ديگر از بنيادهاى خيريّهء آن روز محلّى بود كه تعدادى از مردم عاجز ، ناتوان ، درمانده ، سالخورده ، بينوا و . . . را در آن نگهدارى ، تيماردارى ، پرستارى و سرپرستى مىنمودند و به آن « نوانخانه » ( نواخانه navaxone ) مىگفتند . اين نهاد نيز به همّت محمّد ابراهيم خان علم در قطعه زمينى كه از املاك خودش به اين بنياد اختصاص داده بود با كمك مالى چند تن از توانگران شهر - در جنوب غربى « كشمان ته ده » و بر سر راه كوشه - ساخته شده و اداره مىگشت . در آغاز اين محلّ را « دار المساكين » يا « دار المعجزه » ( دار لاجزه darolajeze ) مىخواندند و بعدا نام « نوانخانه » بر آن نهاده شد . ساختمان نوانخانه دو قسمت داشت كه يكى را به زنان و ديگرى را به مردان اختصاص داده بودند و بعدها بخشى را نيز به كودكان اختصاص دادند . در بخش اخير كارگاه‌هايى مانند قالىبافى ، نجّارى و . . . ايجاد كرده بودند و حرفه‌هايى به كودكان مىآموختند و علاوه‌بر آن برخى از كودكان را كه استعدادى داشتند براى سواد آموختن به مدارس شهر مىفرستادند . كم نيستند كسانى كه از ميان همين كودكان برخاسته و تا اخذ درجات بالاى دانشگاهى پيش رفته‌اند « 1 » . 3 - جمعيّت شير و خورشيد : در آغاز سدهء چهاردهم خورشيدى در تهران و برخى از شهرهاى بزرگ ايران به ابتكار و پىگيرى و پافشارى شادروان « دكتر امير اعلم » يك نهاد خيريّه به نام « جمعيّت شير و خورشيد » به‌وجود آمد . در سال 1304 خورشيدى به دعوت « شوكت الملك علم » و يارى چند تن از افراد متمكّن و خيّر و سرشناس بيرجند اين « جمعيّت » در بيرجند نيز تشكيل شد و با انتخاب هيأت مديره‌اى رسما فعاليّت نكوكارى خود را آغاز نمود . محلّى كه اين جمعيّت كار خود را در آن شروع كرد قبلا « قورخانهء » شهر بود كه در ميدان « خواجهء خضر » قرار داشت « 2 » . « جمعيّت شير و خورشيد » در مواقع ضرورت و اضطرارى به يارى آسيب‌ديدگان زلزله ، سيل ، قحطى و . . . مىشتافت و در مورد درمان بيماران بىبضاعت و يا كم‌درآمد نيز اقدامات مؤثّر و مفيدى مىنمود . اين بنياد تا هنگامى كه « جمعيّت شير و خورشيد سرخ » به عنوان يك نهاد اجتماعى در سراسر مملكت تشكيل شد با نام « جمعيّت شير و خورشيد بيرجند » مستقلّا فعاليّت مىكرد و پس از آن به زنجيرهء سراسرى اين جمعيّت در كشور پيوست و اكنون هم با

--> شش از جستار چهار . صص 177 - 175 . ( 1 ) . نك : مصنف . محمّد على . « امير قاين » . صص 159 - 156 . ( 2 ) . اين محل بعدا به ادارهء پست و تلگراف اختصاص يافت .