جمال رضايى
324
بيرجندنامه ( فارسى )
چراغدان مانند درى باز و بسته مىشد . « بلديّه » براى ادارهء اين چراغها مأمورانى داشت كه به آنها « چراغچى » ( چراقچى ceraqci ) مىگفتند . چراغچىها پيش از غروب با نردبانى بر دوش و ظرف نفتى در دست بهراه مىافتادند و به هر چراغ كه مىرسيدند نردبان را پاى آن به ديوار تكيه مىدادند و از آن بالا مىرفتند و « نفتدان » چراغ را پرنفت مىكردند و پايين مىآمدند و به سراغ چراغ ديگر مىرفتند . اوّل غروب همان چراغچىها با نردبانهايى حركت مىكردند و چراغها را يكىيكى با كبريت روشن مىنمودند . اواخر شب باز راه مىافتادند و هركدام يك نى بلند برمىداشتند و به هر چراغ كه مىرسيدند آن را خاموش مىكردند ؛ در گوشهء قاعدهء زيرين چراغدانها يك سوراخ گرد تعبيه شده بود كه چراغچىها سر نى را از آن سوراخ داخل چراغدان نموده در آن به شدّت مىدميدند و با فوت چراغها را خاموش مىكردند . مدت زمانى كه اين چراغها در شب روشن بود به نسبت فصل و كوتاهى و بلندى شب كمتر يا بيشتر بود ولى در هرحال همه را پيش از نيمهشب خاموش مىكردند . در دهههاى آغاز سدهء چهاردهم ماهرترين و مشهورترين مكانيسين شهر شخصى بود به نام « استاد رجبعلى مكانيك » ( استاد رجبالى ميكانيك ) كه يك دستگاه مولّد برق خصوصى داشت . شهردارى بيرجند در اوايل دههء سوم يك رشته چراغ برق كه چند ساعتى در اوايل شب تنها خيابان شهر ( نزارى ) را روشن مىنمود از او خريدارى كرد كه اگر كار مىكرد آن رشته چراغ را روشن مىنمود . سالها بعد شهردارى يك كارخانهء برق براى شهر خريد و نصب كرد كه شبها تا ساعت 23 ( يك ساعت به نيمشب مانده ) به برخى از كوچهها و خانهها برق مىداد و . . . تا امروز كه برق بيرجند شبانروزى است و حتّى بسيارى از روستاها نيز از نعمت برق برخوردارند .