جمال رضايى
323
بيرجندنامه ( فارسى )
« سقّا » ( سقّو saqqow ) يا « آبكش » ( اوّكش owkas ) داشت كه « با مشك » و معمولا با آب شور پيشاپيش جاروكشها كوچه را آبپاشى مىكردند و جاروكشها پس از آنان گروهى حركت مىكردند و كوچه را جارو مىنمودند ؛ بهعلاوه هردسته يك يا دو فرقان داشتند كه خاكروبهها را با فرقان حمل مىكردند و در محلهاى مخصوصى مىريختند و « برزگران خردار » آنها را بار الاغهاى خود مىكردند و به « كشمان » مىبردند و روى « كود » ها مىريختند و با كودها مىآميختند و به زمينهاى زراعتى مىدادند « 1 » . بر روى هم كوچههاى سنگفرش شهر نسبتا تميز بود . كوچههاى خاكى را هم جاروكشها جارو مىكردند ولى نظافت آنها چندان آسان نبود ؛ در زمستانها با گل و لاى و تابستانها با گرد و خاك در عبور از آنها مشكلاتى ايجاد مىشد . بهطور كلّى گذشتن از كوچهها - بهويژه كوچههاى تنگ - در زمستانها چندان آسان نبود زيرا اگر باران تندى مىباريد آب پشتبام خانهها كه از ناودانها به كوچهها فرو مىريخت گاهى موجب مزاحمت مىشد و بر سر و روى رهگذران مىريخت و بهعلاوه باعث مىشد كه آب در كوچهها - كه اغلب شيب تند داشتند - راه مىافتاد و دشوارىهايى براى عابران ايجاد مىكرد و اگر احيانا برفى مىباريد مردم برفهاى بام خانهها را داخل كوچهها فرو مىريختند و انباشته شدن و سپس يخزدن برفها در كوچهها راه رفتن را دشوار مىساخت و دشوارى تازهاى بر دشوارىهاى پيش افزوده مىشد . با اينهمه كوچههاى شهر با توجّه به امكانات و مقدورات و سنّتهايى كه مردم به انها پابند بودند و عمل مىكردند نسبتا تميز بود . 3 - روشنايى شهر : در آن زمان بيرجند برق نداشت ، سالها پيش از آن يك كارخانهء « چراغگاز » و پس از آن يك كارخانهء « چراغبرق » در اين شهر احداث شده بود كه هيچكدام ديرى نپاييده و خراب و تعطيل گشته بود . از آن پس روشنايى كوچهها و گذرگاههاى اصلى و بزرگ شهر در شبها توسّط « بلديّه » ( شهردارى ) با نوعى چراغ نفتى ديوارى تأمين مىشد . اين چراغها نوعى لامپاى نفتى بودند كه پايه نداشتند . هر چراغ يك منبع حلبى ويژهء نفت ( نفتدان ) « 2 » داشت و يك دستگاه مخصوص فتيله ( فليتّه falitte ) و يك لولهء شيشهاى كه بر روى چراغ مىگذاشتند . هر چراغ در چراغدانى قرار داشت به شكل هرم چهار ضلعى ناقص كه سه طرف آن ( بجز طرفى كه به ديوار مىچسبيد ) شيشه داشت و قاعدهء كوچك آنكه « نفتدان » در آن قرار مىگرفت در پايين و قاعدهء بزرگش كه هواكشى كلاهكمانند داشت در بالاى آن بود . شيشه جلويى
--> ( 1 ) . در گويش بيرجند « كود » را « را re ( - رى / رين از مصدر « ريدن » ) مىنامند . ( 2 ) . « نفتدان » در گويش بيرجند « نفدا [ ن ] » تلفّظ مىشد .