جمال رضايى

310

بيرجندنامه ( فارسى )

« سير » در گويش بيرجند هر وقت به معنى واحد وزن به‌كار رود « سر ser » تلفّظ مىشود « 1 » و گاهى به آن « استار » هم مىگويند « 2 » . « سير » كه 40 / 1 « من » است در بيرجند به 9 مثقال تقسيم مىشود و وزن آن از وزن « سير » رسمى كه 16 مثقال است كمتر است ، به همين جهت وزن « من » بيرجند از وزن « من » رسمى خيلى كمتر مىباشد . وزن يك « من » بيرجند 360 مثقال و وزن يك « من » رسمى 640 مثقال است . « من » رسمى را در بيرجند « من تبريز » مىگويند كه تقريبا برابر با 3 كيلو مىباشد . 3 - 3 - مثقال : مثقال ( مسقال mesqal ) از اجزاء « سير » است و وزنش 9 / 1 سير مىباشد يعنى « سير » بيرجند برابر با 9 مثقال است كه از « سير » 16 مثقالى رسمى خيلى كمتر است . مثقال به 24 جزء ( نخود ) تقسيم مىشود . 4 - 3 - نخود : واژهء « نخود » را در بيرجند « نخت naxot » فراگو مىكنند . « نخود » كوچكترين واحد وزن و 24 / 1 مثقال است . 5 - 3 - خروار : بزرگترين واحد وزن در بيرجند - مانند سراسر ايران - خروار و معادل يكصد « من » بيرجند است « 3 » . 4 - واحدهاى طول : واحد اندازه‌گيرى طول در بيرجند آن زمان « گز » بود كه چون با « ذرع » برابر بود به آن « ذرع » ( زار zar ) نيز مىگفتند . « گز » به‌عنوان يك واحد طول در سراسر ايران شناخته و اندازه‌گيرى با آن معمول بود ولى اندازهء طول آن در شهرهاى مختلف تفاوت داشت . معروفترين « گز » هاى آن زمان عبارت بودند از : گز شاه ، گز شايگان ، گز ملك ، گز اصفهانى ، گز خراسانى و . . .

--> ( 1 ) . در بيرجند براى معانى مختلف واژهء « سير » تلفّظهاى متفاوت وجود دارد بدينسان كه « سير » خوراكى ( برادر پياز ) را « سير » و « سير » در برابر گرسنه را « سار ser » و « سير » واحد وزن را « سر ser » فراگو مىكنند . ( 2 ) . « استار » در فارسى نيز به معنى « سير » است كه به صورت‌هاى « استير » و « ستير » نيز آمده و ضبط شده است . ( 3 ) . در سال 1304 براى يكسان كردن واحدهاى وزن در ايران واحدهاى اروپايى ( فرانسوى ) گرم ، كيلوگرم و تن را به عنوان واحدهاى رسمى وزن اعلام كردند ، از آن پس اين واحدها و نام‌هاى آنها در بيرجند نيز رواج يافت .