جمال رضايى
309
بيرجندنامه ( فارسى )
فرهنگنامههاى فارسى در اين معنى به صورت « پنگان » ضبط شده است . « بل » مانند « پنگان » به ظرف اندازهگيرى آب قنات هم اطلاق مىگردد كه گاهى آن را « تاس بل » ( تاس بل tasebol ) نيز مىگويند « 1 » . عمل اندازهگيرى آب را با اين « تاس » « بل تاختن » ( بل تاخته [ ن ] boltaxte [ n ] ) مىخوانند . امروزه بهجاى آن براى اندازهگيرى آب بيشتر از ساعت استفاده مىشود . 15 - 2 - نيمبل / نيمفنجان : « بل » يا « فنجان » به دو بخش مساوى تقسيم مىگردد و هر قسمت آن را « نيمبل » يا « نيمفنجان » مىگويند . مدت زمان « نيمبل » آب شش دقيقه است . در قناتهاى خيلى پرآب گاهى « نيمبل » را نيز دو بخش مىكنند كه هركدام سه دقيقه مىباشد . 3 - واحدهاى وزن : در آغاز سدهء چهاردهم خورشيدى هنوز از گرم ، كيلوگرم و تن نشانى نبود و براى تعيين و اندازهگيرى وزن اشياء همان واحدهاى محلّى و ايرانى بهكار مىرفت كه هنوز هم در ميان تودهء مردم - بهويژه كشاورزان شهر و روستا - متداول و عبارتند از : 1 - 3 - من : واژهء « من » - در اين معنى - در گويش بيرجند « مه [ ن ] me [ n ] » فراگو مىشود « 2 » و وزن همهچيز « اعمّ از مايعات ، جامدات ، پنبه ، پشم و . . . ) را با آن مىسنجند . « من » از واحدهاى شناخته شده و همگانى در سراسر ايرانزمين است كه به چهل « سير » تقسيم مىشود ولى چون وزن « سير » در جاهاى مختلف متفاوت است وزن « من » نيز تفاوت پيدا مىكند . « من » بيرجند 360 مثقال است كه از وزن « من » رسمى ( 640 مثقال ) خيلى كمتر مىباشد . « من » براى اندازهگيرى زمين هم بهكار مىرود و مقدار زمينى را كه در آن يك « من » گندم كشت كنند يك « من » يا يك « من تخمكار » مىنامند . يك « من » بيرجند برابر با يكصد متر مربع است . 2 - 3 - سير :
--> ( 1 ) . « تاس بل » جام ، تاس يا پيالهايست كه درونش مدرّج است و ته آن سوراخ حسابشدهاى دارد و براى اندازهگيرى زمان آب ، آن را خالى روى يك ظرف بزرگ ( ديگ ، سطل و . . . ) پرآب مىگذارند ، آب به تدريج از سوراخ زيرين آن به درونش مىرود و وقتى كه پر شد در آب فرو مىرود . مدت زمانى كه طول مىكشد تا آن تاس پر شود و در آب فرو رود ( 12 دقيقه ) يك « بل » مىباشد . ( 2 ) . « من » ضمير منفصل اول شخص مفرد در بيرجند « ما mo / م [ ن ] mo [ n ] » تلفّظ مىگردد .