جمال رضايى

259

بيرجندنامه ( فارسى )

آنست كه يادآور شوم « طبّ سنّتى » ما چندان هم بىپايه و بىمايه نيست و حاصل سده‌ها و هزاره‌ها كوشش پيشينيان ماست كه هرچند ممكن است خالى از اشتباه نباشد - كه نيست - ولى دورانداختنى هم نيست و نبايد قلم بطلان بر آن كشيد و اگر در شيوه‌ها و داروهاى اين « طبّ » پژوهش و بررسى علمى بشود چه‌بسا كه براى درمان برخى از بيمارىها و ناخوشىها راه‌هاى تازه‌اى گشوده شود و شيوه‌ها و داروهاى جديدى كشف گردد . در بيرجند مورد سخن ما - مانند همه‌جا - درمان با شيوه‌ها و داروهاى سنّتى و بومى بسيار معمول بود ، چنان‌كه اكنون نيز هست به‌خصوص در آن زمان كه پزشكى جديد پيشرفت كنونى را نكرده بود و امكان استفاده از آن كمتر بود و بيشتر مردم از « طبّ سنّتى » استفاده مىكردند . بسيارى از مردم خودشان مىدانستند كه براى معالجهء هر بيمارى - مگر بيمارىهاى صعب العلاج - چه بكنند و چه نكنند ، چه دواها و غذاهايى بخورند و از چه چيزها بپرهيزند و اگر نمىدانستند از افراد مجرّب مىپرسيدند و طبق گفتهء آنان عمل مىكردند . در آن زمان كسانى بودند كه در اين زمينه آگاهىهايى داشتند ( حكيم‌باشىها ) هم‌چنين برخى از زنان سالخورده و باتجربه در درمان بيماران نقش مؤثّر داشتند به همين جهت دواهايى را كه اين زنها تجويز مىنمودند « دواى زنكى » ( دوا زنوكّى dava zanukki ) مىخواندند . اين دواها كه بيشتر داروهاى گياهى بودند پرمصرف‌ترين و ارزان‌ترين داروها بودند و همان داروهايى هستند كه هم‌اكنون نيز در دكّان‌ها و مغازه‌هاى خاصّى براى فروش به فراوانى عرضه مىشوند . فروشندگان اين داروها كمابيش از خواصّ آنها آگاه بودند و هستند و مورد مصرف هريك را مىدانستند و مىدانند و طرز استفاده از هر دارو را به خريداران تعليم مىدادند و مىدهند . اين « داروفروش » ها امروزه در ميان مردم به « دكتر علفى » شهرت يافته‌اند و شمار آنان و دكّان‌هايشان در شهرها كم نيست . در گذشته‌هاى دور تر كار طبابت را همين داروفروشان انجام مىداده‌اند و در « داروخانه » هاى خود هم طبابت مىكرده‌اند و هم داروفروشى . آنان مانند يك طبيب حرفه‌اى بيمار را معاينه مىنموده ، نبض را مىگرفته ، زبانش را مىديده و . . . و سرانجام دارويى برايش تجويز مىكرده و آن را به وى مىفروخته‌اند و « درمان‌مزد » ( ويزيت ) آنان همان سودى بوده كه از فروش داروها عايدشان مىشده است و بابت طبابت خود مزدى نمىگرفته‌اند و آن را نوعى « ثواب » مىشمرده‌اند . « شيخ فريد الدّين عطّار نيشابورى » نمونهء عالى ، بارز و شاخص اين افراد در ايران دوران اسلامى است . در زمانى كه ما از آن سخن مىگوييم در بيرجند مردى كرمانى به اين پيشه اشتغال داشت به نام « كربلايى اصغر كرمانى » كه مردى متديّن ، نيك‌نفس و در كارش بسيار بااطّلاع و مجرّب بود و پس از وى فرزندش كار او را پى گرفت و دنبال كرد . اكنون نيز در بيرجند چند مغازه